گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - تضاد
در حقيقت معناى واحد با همديگر پيدا مىكنند. اين نشانه اين است كه ...
آقاى سروش: من اينگونه عرض نكردم. مقصود من اين است كه آيا حركت با تضاد يكى مىشود يا نه؟
آقاى طبرى: بله شما فرموديد. من عرض مىكنم اينگونه است. يعنى در واقع جهات مختلف ديالكتيك مثل ارتباط اجزا با يكديگر، تأثير متقابل اجزا بر يكديگر و تغيير آنها و در نتيجه پيدا شدن سيستمهاى متضاد در داخل آنهاست. اينها با همديگر پيوند درونى دارند. و اين ما هستيم كه از لحاظ منطقى اين مقولات را از همديگر جدا مىكنيم براى اينكه بهتر درك بكنيم والاّ آن چيزى كه وجود دارد، حركت تغييرى جهان خارج است «هر زمان نو مىشود دنيا و ما ـ بىخبر از نو شدن اندر بقا»
آقاى سروش: آقاى طبرى، بحث و صحبت در همين جا است. يعنى به نظر من ابهام افزوده شد. آيا تعريف جنبش، همان تعريف تضادّ است يا نه؟ سؤال دقيقاً اين بود كه آيا تضادّ با حركت ارتباط دارد؟ آيا چنين ارتباطى هست يا نيست؟ عرض كردم تعريفى كه شما از تضادّ ارائه داديد همان تعريف حركت است. اگر تفاوت دارند، تفاوت آنها در چيست؟ امّا اينكه در عالم خارج تضاد مايه بروز حركت مىشود و يا نمىشود و همينطور آيا اين ارتباط مقبول است يا نامقبول، بحث ديگرى است كه بايد به آن بپردازيم و اكنون تنها در مقام تعريف تضادّ هستيم. آيا تعريفى كه از تضادّ ارائه مىكنند همان تعريف حركت است؟ در ادامه گويا فرموديد كه جنبش نتيجه نو شدن داخلى مادّه است و يا خود نو شدن است؟ يا نتيجه آن دو است؟
آقاى طبرى: به نظر من فرق نمىكند. من به آنچه كه شما فرموديد معتقد هستم و حرفى ندارم.
آقاى سروش: آقاى طبرى، خيلى فرق مىكند. يعنى اگر ما دقت نكنيم در خيلى جاهاى ديگر بايد بگوئيم فرق نمىكند. نتيجه يك شىء با خود آن شىء خيلى فرق مىكند.
آقاى طبرى: بله اجازه بدهيد.
آقاى سروش: مگر اينكه شما بفرماييد اين و آن ديگر فرق ندارند.
آقاى طبرى: اجازه بدهيد. اين مطالب به توضيح احتياج دارد. البته اگر من وقت