گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - تضاد
آقاى نگهدار: خود آقاى طبرى نظرشان را توضيح بدهند و بعد من در نوبت خودم نظر خودم را توضيح مىدهم.
آقاى طبرى: چشم. با اجازه شما توضيح مىدهم.
مجرى: خواهش مىكنم.
آقاى طبرى: بروز اصطكاك و اختلاف و برخورد در تمام مكاتب ممكن است [رخ بدهد]. فرض كنيد در مكتب الهى اسلامى هم اختلاف و برخورد وجود دارد! همه فرمولبندىهاى كه عيناً يكى نيست. همينطور در ماركسيسم هم به مثابه يك علم طبيعتاً اين بحثها انجام مىگيرد و اين بحثها ممكن است اختلاف و يا برخورد و يا تفاوت تعريف را ايجاب بكند. به نظر من اين طبيعى است.
امّا سعى مىكنم به دو سؤالى كه آقاى سروش در اينجا مطرح فرمودند جواب عرض كنم. سؤال اوّل اين است كه چه تفاوتى ما بين تضاد و حركت وجود دارد؟ آيا حركت معلول تضادّ است و يا تضادّ خود حركت است؟
آقاى سروش: البته در اين تعريفى كه شما ارائه فرموديد.
آقاى طبرى: بله در همين تعريفى كه عرض كردم. براى اينكه سخن زياد دامنه پيدا نكند [بايد بگويم كه] ما حركت را صفت اصلى مادّه و به اصطلاح «Attribute» واقعيت خارجى مىدانيم. [ماده] به معناى جِرم، مقصود نيست بلكه واقعيت خارجى «Attribute» منظور است. يعنى مادّه متحرك و خود جُنبا است. اين جنبش نتيجه نو شدن داخلى مادّه است و خود اين نو شدن نتيجه تأثير متقابل سيستمهاى كلى و جزئى در داخل سيستم جهان شمول مادّى است. به اين ترتيب جريان اينگونه است كه سيستمها در قوانين ديالكتيكى تأثير متقابل دارند؛ يعنى اصول ديالكتيكى از همديگر قابل تفكيك نيست. بلكه تأثير متقابل سيستمها در يكديگر موجب تغييرات ضرورى مىگردد. يعنى موجب ايجاد دوگانگى در يگانه مىشود. مىگويند در آن كيفيّت واحد يگانه، فرق و تباين و تمايز پيدا مىشود. اين اختلاف مىتواند در همين حد محدود بماند و مىتواند ادامه پيدا بكند و مقدّمه زايش يك سيستم جديد باشد و وقتى سيستم جديد زاييده شد در حقيقت نو شده و ما به اين پروسه، پروسه حركت مىگوييم. حق با شماست كه مىفرماييد بدين ترتيب، تغيير و پيداشدن كيفيت نوين