گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - تضاد
آقاى مصباح: همانطور كه بارها عرض كردم طبق اين تعريف هر كسى حق دارد براى هر مفهومى يك اصطلاح جعل بكند. و اين اصطلاحى كه شما جعل كردهايد مجموعهاى از مفاهيم و شرايط مختلف در آن اخذ شده است. يعنى سيستم واحدى كه در داخل آن سيستم، عوامل مختلف دست به كار مىباشند. ما دقت داريم و مىخواهيم بدانيم در يك تعريف چه مفاهيمى اخذ شده است و مفهوم تضاد را كدام يك از مفاهيم بدست مىدهد و كجا را و كدام لفظ را مىفرماييد كه بايد يك روند در داخل يك سيستم باشد؟ پس تضاد هميشه در يك سيستم رخ مىدهد؟ و اگر سيستم نباشد تضادّى نيست؟
آقاى طبرى: چون سؤال مىفرماييد [بايد] عرض كنم كه ما جهان را بطور كلى يك سيستم مىدانيم كه از سيستمهاى فرعى تشكيل مىشود و اين سيستمهاى فرعى به اشكال مختلف هستند.
آقاى مصباح: سؤال اين بود كه اگر جايى سيستم نباشد تضاد هم نيست؟
آقاى طبرى: طبيعى است كه تضاد در داخل سيستم پيدا مىشود. يعنى به هم خوردن انتظام درون يك سيستم است.
آقاى مصباح: پس حتماً بايد تضاد در سيستم پيدا شود؟!
آقاى طبرى: سيستم به معناى دستگاه منتظم و منظومه است. اين را يك سيستم مىگويند.
آقاى مصباح: داخل يك سيستم بايد عوامل مختلفى مشغول كار باشند تا نطفه يك پديده جديد به وجود بيايد. پيدايش اين نطفه جديد تضاد است يا آن وقتى كه به پديده جديد تبديل مىشود؟
آقاى طبرى: من عرض كردم. بايد ببخشيد كه بحث به صورت مباحثه دو نفرى ادامه پيدا كرده است. اتفاقاً اين نوع بحثها فقط در اين صورت مىتواند مفيد واقع شود.
مجرى: بله.
آقاى طبرى: شما كاملا حق داريد كه زمانبندى را رعايت كنيد چون از نظر تلويزيونى مراعات آن لازم است. عرض كردم كه وقتى در داخل يك منظومه معين، فرق و تباين باشد، اين زمان هنوز به معناى تضاد نيست. مثلا فرض كنيد در جمهورى اسلامى اختلافاتى وجود دارد، اين اختلافات هنوز به صورت تضاد آنتاگونيستى در