گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - تضاد
باشد. ما اين دو تا پديده را در كنار همديگر مىبينيم كه يكديگر را تكميل مىكنند و در يكديگر تأثير مىگذارند و با همديگر هم بودگى و همزيستى دارند. من اين را تضايفى ناميدم. اگر كلمات را از نظر حكمت قديم به درستى به كار نبردم، نشانه نقص علم من است. از نزاع در سخن صرف نظر كنيم و به اصل مطلب بپردازيم كه در اينجا لب مطلب اين است كه انقطاب وجود دارد و در عرصههاى گوناگون علم ديده مىشوند.عرض كردم كه در رياضيات كميت مثبت و كميت منفى، در فيزيك بار مثبت الكتريكى و بار منفى، در شيمى تحليل و تركيب و... اگر وقت من تمام شد بفرمائيد.
مجرى: خواهش مىكنم.
آقاى طبرى: پس مىتوانم ادامه بدهم؟
مجرى: از مجموعه وقتتان در دورههاى بعدى كسر خواهد شد. بنابراين اگر...
آقاى طبرى: اميدوارم كه اين توضيح، مفهوم دو نوع تضاد را بدست داده باشد.
آقاى مصباح: پس به نظر جنابعالى حاصل تعريف اين شد كه ضد كيفيت نوينى است كه حكايت از ساختار جديدترى مىكند؟!
آقاى طبرى: نخير.
آقاى مصباح: پس بفرماييد چيست؟
آقاى طبرى: عرض كردم كه در يك كيفيت با سيستم معين ـ هر سيستمى اعم از سيستم طبيعى و اجتماعى و... ـ در نتيجه تأثير اجزاى داخلى آن سيستم بر روى يكديگر و تأثير سيستمهاى خارجى، به تدريج در آن سيستم از لحاظ عملكرد تزاحم پيدا مىشود و آن سيستم را وادار به قبول و اجراى وظايف جديد مىكند. از اينجا تاريخ تضاد شروع مىشود. يعنى با پيدا شدن تمايز و فرق در برخى از اجزا يا در برخى از عملكردها، تضاد آغاز مىشود. فرق و تمايزى كه اوّل غيرقابل درك و غيرقابل لمس است و نقشى را بر عهده ندارد، تضاد مىناميم. تضاد و ضد از موقعى پيدا مىشود كه اين فرق و تباين، تكامل خودش را تا آنجا طى مىكند كه در درون سيستم گذشته، نطفه يك سيستم جديد را ظاهر مىسازد و نطفه يك كيفيّت نوينى پيدا مىشود. آن وقت اين كيفيّت نوين با كيفيت گذشته ضد مىباشد. به اين ترتيب كمى بغرنجتر و پيچيدهتر از آن است كه آقاى مصباح فرمودند.