گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - تضاد
آقاى مصباح: معذرت مىخواهم، سؤال اوّل تعريف ضد و تضاد و تناقض است.
آقاى طبرى: من ترجيح مىدهم جواب آن را به بعد موكول كنم براى اينكه اين مطلب را كنار بگذاريم الآن اين سؤال را جواب مىدهم.
ما اين را [اصل تضادّ را] ردّ نمىكنيم. تناقض و تضاد منطقى وجود دارد و تضادّ منطقى از نقطه نظر فكرى غلط است. يعنى يك حكمى اگر متضاد باشد ما آن حكم متضاد را قبول نمىكنيم و مىگوييم در آن حكم تضاد هست و تضاد منطقى مورد قبول ماست. همانگونه كه عرض كردم منطق صورى و احكام آن در مجموع مورد قبول ماست. امّا بحث بر سر تضاد ديالكتيكى بود و من كوشش كردم تضادّ ديالكتيكى را با برخى از اصطلاحات مصطلح در حكمت خودمان و در حكمت كلاسيك قديم منطبق سازم. آقاى مصباح مىفرمايند كه اين انطباق در همه جا بصورت دقيق انجام نگرفته است. لذا من مطلب را دوباره تكرار مىكنم تا اينكه بدون بكار بردن اصطلاحات معين، اصل قضيه و جوهر مسأله فهميده شود و در بند الفاظ گير نكنيم. عرض كردم كه دو نوع، فقط دو نوع تضاد در ديالكتيك مورد قبول است. يكى تضاد سازگار و يا همساز و غير آنتاگونيستى و ديگرى تضاد آنتاگونيستى، ناسازگار و ناهمساز. من عرض كردم كه تضاد همان تناقض است. تناقض را مىشود كنار گذاشت و بجاى آن همان كلمه تضادّ «آنتاگونيستى» را بكار برد و در فارسى به تضاد ناسازگار ترجمه كرد. بعد توضيح دادم كه تضادّ ناسازگار تضادّ ما بين كيفيّت نو كه در داخل يك سيستم معين از كيفيت كهنه پديد مىآيد، مىباشد و از تأثير اجزاى درونى خود اين كيفيت و اين سيستم و عوامل خارجى [بر يكديگر]، سيستمهاى ديگرى بر روى اين سيستم معين ايجاد مىشود و در مقابل وظايف جديدى را مطرح مىكند كه آن وظايف را قبلا اجرا نمىكرد. يعنى ساختمان و عملكرد [آن سيستم] آنرا در مقابل يك تضاد تزاحمى قرار مىدهد كه براى اينكه بتواند به بقاى خودش ادامه بدهد، مجبور است وظايف نوينى را بر عهده بگيرد. در نتيجه از اينجاست كه در داخل آن سيستم كه سابقاً يگانگى و هماهنگى بود و يك كيفيّت واحدى را تشكيل مىداد، به تدريج فرق و تباين و تمايز پيدا مىشود. يعنى در عملكرد آن و در ساختمان آن تغييراتى به تدريج آغاز مىگردد و رخ مىدهد كه به پيدايش كيفيت نوين منتهى مىگردد و كيفيت نو زاييده مىشود. اين