گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - تكامل
فرمودند آيا هر چيز كاملتر و بغرنجترى، بهتر است؟ در پاسخ بايد بگويم نه لزوماً اين چنين نيست. چه بسا يك جانور بغرنجتر پيدا شده است و در سير تكوينى جهان پيچيدهتر شده باشد ولى به اين معنى نيست كه اين جانور بهتر است. ممكن است يك مار از يك گل كه درجه ساختمانى سافل و سادهترى دارد، به مراتب بدتر باشد. در حالى كه ما گل را بيشتر مىپسنديم و مار را كمتر. در اينجا مسأله ارزشى مطرح و مقصود نيست، بلكه مسأله ساختارى و عملكردى مطرح است.
آقاى سروش: يعنى معتقد نيستيد كه لزوماً جهان روبه بهترشدن مىرود؟
آقاى طبرى: آن مطلب موضوع ديگرى است كه در جامعه مطرح مىباشد به نظر من در جامعه اين كوشش انسان است كه [وى را] به طرف مطلوب [مىبرد].
آقاى سروش: يعنى نه در كل جهان. يعنى به چنين قانونى معتقد نيستيد. من هم منظورم همين بود كه اين تكامل [ديالكتيكى] را با تكامل ديگر اشتباه نكنيد.
مجرى: با تشكر نوبت آقاى سروش است.
آقاى سروش: من منتظر بودم كه نكاتى گفته شود در برابر آنچه كه من عرض كردم تا بعد توضيح بدهم. حالا اشكال ندارد من باز نكات ديگرى كه در نظر دارم اينجا عرض مىكنم. عرض مىشود كه اينجا يك نوع احاله به مجهولى صورت مىگيرد كه من مايل هستم اين را هم روشن كنم. ما در اينجا بنامان بر اين است كه بحث عقلى و برهانى بكنيم؛ يعنى استدلالى، و سخن بىدليلى گفته نشود. در برابر اينكه بالاخره اين كلّ، اين كلّ عالَم كه رو به پيچيدهترشدن مىرود دليلش چيست، اين مدّعا، برهان چيست در اين باره، گفته شد كه علوم اين را مىگويد. حالا اين يك مسألهاى است كه علوم چه جورى اين را مىگويند؟ يعنى اين مقدار به هيچ وجه رضايتبخش نيست. بايد روشن كرد كه علوم چگونه چنين فتوايى را مىدهند؟ اوّلا همانطورى كه اينجا ديديم و آقاى طبرى هم تصريح كردند، در علوم قانونى كه در آن قانون تصريح شده باشد به تكامل، وجود ندارد. و اين استنباط و برداشت و تلقّى است كه كسانى از علوم، كردهاند. بنابراين، نبايد گفت علوم مىگويند؛ علوم حرفهاى خودشان را زدهاند. اين كسانى كه مدّعى تكامل در عالم هستند اين را مىگويند، منتها اينها معتقدند كه علوم اين نتيجه را مىدهد. پس علم خودش مدّعى و مثبِت تكامل عالَم نيست به معنايى كه