گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - تكامل
آقاى طبرى: شما خودتان بر روى متدلوژى علوم زياد كار كرديد و توضيحات داديد مطالب فراوانى وجود دارد كه درجهان مورد بررسى وسيع و مشاهده و تعميم و انتزاع قرار مىگيرد. يك نسل قادر نيست مسائل را حل كند. لذابه نسلهاى بعدى منتقل مىشود و جزئى از معرفتى است كه نسلى كسب كرده است و وارد در معرفت كلىتر و تعميم يافتهترى كه نسل بعدى آن را پيدا مىكند، مىشود. خلاصه، حركت معرفت انسانى يك حركت فوق العاده بغرنج و استكمالى است و تابع قوانين عمومى حركات ديالكتيكى است. اين حركتى نيست كه آن را در تجربه تلخيص كنيم. مثلاً فرض كنيد ما كه ماركسيسم هستيم كشف و شهود را قبول داريم. همينطور ما مسأله ارتباطات موهوم و آنچه را كه رشتهاى بنام پسيكولوژى نام گرفته و پديدههاى ماوراى روحى ناميده مىشود. و بسيارى از اين مسائل را تأييد كرده قبول مىكنيم. همينطور تأييد مىكنيم كه تلهپاتى يعنى خواب از راه دور و خواب مغناطيسى و غيره كه گاهى اوقات توضيح آن در روانشناسى امروز نيز روشن نيست، وجود دارد و آن را انكار نمىكنيم، چون واقعيت است. اگر ماركسيسم آنها را انكار مىكرد اين خيلى سادهانديشى بود، به اين ترتيب روابطى وجود دارد كه گاهى اوقات توضيح آن واضح نيست. برخى از مسائل در فيزيك وجود دارد كه ما در آغاز كشف آن هستيم مانند ضدّ ماده.
امّا اينكه فرموديد آقاى طبرى و دوستانش عقيده ندارند كه جهان نامحدود است، در حالى كه فيزيك امروز نامحدود بودن جهان و ماوراى سحابى را ثابت كرده است. در اينجا بايد بگوييم فيزيك نامحدود بودن آن را ثابت نكرده است. مگر اينكه قائل شويم علاوه در ماوراى اين سحابى، سحابى ديگر هم وجود دارد. لذا ما فقط بر پايه علوم صحبت مىكنيم و از علوم تجاوز نمىكنيم و احكامى را هم بر علوم تحميل نمىكنيم. منتهى معتقد هستيم كه از علوم بايد استنتاج لازم را نمود. اين استنتاج است كه ما اسم آن را ديالكتيك گذاشتيم و در لغت بحث نداريم. يعنى همان متدلوژى علمىِ بررسى و تفكر كه جناب آقاى مصباح فايدهاش را بيان فرمودند. اين است كه به دانشمند كمك مىكند و افق ديد او را وسيعتر مىسازد و پيچيدگى عرصه بررسى او را بيشتر روشن و واضح مىنمايد. به اين ترتيب است كه به او كمك مىكند نه اينكه به متدلوژى خاص فيزيكى و شيمايى چيزى اضافه كند. فيزيك براى خودش متدلوژى