گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - تكامل
دارد. ولى آنچه تكامل گفته مىشود گسترش پيش رونده است. يعنى گسترش پيش رونده نه فقط در يك جزء منفرد، بلكه در مجموعه اجزاى يك سيستم معيّن. مىدانيم كه اين سخن فقط دعوى ماركسيستها نيست. آنها فقط علوم را كشف نكردهاند. بلكه بازگو كننده آن چيزى هستند كه در علوم كشف شده است. حال چه چيز را نشان مىدهد؟ فرض كنيد به ما نشان مىدهد كه ذرات بنيادينى وجود دارند كه اين ذرات به نوبه خود ذرات بغرنجتر را به صورت اتم به وجود مىآورند. از آن هم ذرات بغرنجترى به نام مولكول به وجود مىآيد كه از اتمهاى گوناگون تشكيل شده است. ذرات بنيادين داراى تركيب جزيىترى هستند و با هسته اتم و الكترون روبرو هستيم و اخيراً فيزيك معاصر به «كواركها» [quarks] دسترسى پيدا كرده است. ذرات بنيادين، خود از آنها تشكيل شدهاند ولى معلوم نيست كه آيا به آجر نهايى وجود رسيدهايم يا نه؟ به اين ترتيب در عرصه فيزيك از «كواركها» گرفته تا اجزايى كه دائماً بغرنجتر مىشوند، روبرو هستيم. بعد در شيمى كه بررسى مىكنيم شيمى غيرآلى و شيمى معدنى داريم كه در آن عناصر مورد بررسى قرار مىگيرد. مشاهده مىكنيم كه از اين تركيبها اجزاى بغرنجترى به وجود مىآيد كه به آن پليمر گفته مىشود. در اينجا شيمى زمينه را براى پيدايش عرصه جديدى در وجود فراهم مىكند كه زيستى و بيولوژيك است. يعنى شكلى از اشكال مولكولهاى پليمر، با اجزاى فراوان كه آلبومينها و اسيدهاى نوكلئيك و غيره مىباشند و حيات را به وجود مىآورند و پايه براى پيدايش حيات قرار مىگيرند. از اينجا با آغاز حيات روبرو هستيم. حيات، تكامل چند صد ميليونى را طى مىكند، تا اينكه به مرحله پيدايش انسان وارهها مىرسد، و آنگاه جامعه بشرى را مشاهده مىكنيم كه از مواد اوليه قبيلهاى و طايفهاى تكامل طولانى را طى مىكند و مراحل گوناگون را پشت سر مىگذارد. تمدن بردگى و فئودالى و سرمايهدارى و غيره را پشت سر مىگذارد. حالا مىبينيم كه اين بغرنج شدن ساختار و عملكرد، يعنى ساختمان ماده، واقعيت خارجى دارد و عمل آن به وسيله علوم مختلف مانند فيزيك و شيمى و بيولوژى و جامعهشناسى نشان داده شده است. به همين جهت است كه اصل تكامل را علوم امروز مىپذيرند و در كل قابل قبول است. اين اصل به معناى روند صعودى و نزولى در اجزا نيست، بلكه به معناى فراگير بودن روند تكاملى و پيشرونده