گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - تكامل
سخن مرا تأييد كردند، منتهى به اين تعبير گفتند كه ما معتقد نيستيم هرچه ذهن ما مىخواهد [انجام بگيرد]، بلكه واقعاً روابطى وجود دارد. يعنى همان تعبير خرافى كه مىگفتم ايشان تعبير كرده و گفتند روابطى كه موهوم نباشد و واقعاً وجود داشته باشد، بله همينطور است. پس در اصل تأثير متقابل بايد اين نكته را پذيرفت كه هر نوع رابطهاى بين اشيا برقرار نيست. بلكه واقعاً يك نوع روابط خاصى وجود دارد. ولى آيا واقعاً اصل تاثير متقابل اين سخن را مىخواهد بگويد؟ واقعاً روابط خاصى بين بعضى از اشيا وجود دارد نه اينكه ما خيال كنيم كه روابطى هست و بس. آن هم پيش خودمان فكر كنيم كه اشيا تأثير دارند. ما به چنين چيزى معتقديم و كسى هم منكر اين نظر نيست. اين همان نكتهاى بود كه من در ابتدا گفتم. ولى در عين حال آن اصل تاثير متقابلى كه در ديالكتيك گفته مىشود، مدعاى كوچكى نيست. به هر حال اشكالى ندارد. از اين پس بحث خود را بر اين مبنا مىگذاريم كه اصل تاثير متقابل به اين معناست كه بعضى از اشيا بر بعضى از اشيا برخى تاثيرات را دارند.
مجرى: خيلى ممنون. پاسخ را با بيانات آقاى طبرى شروع مىكنيم.
آقاى طبرى: مطالب متعددى مطرح شده است. جناب آقاى مصباح در مورد مسأله تكامل ايراد سخن فرمودند كه اگر تكامل در كل وجود است ـ نه در اجزا ـ از كجا به اين مسأله پى مىبريد؟ در حالى كه در شرايط كنونى با كل وجود روبرو نيستيم. بعلاوه در پديدههاى مختلف و منفرد نه تنها تكامل را نمىبينيم، بلكه حركت عكس تكامل را هم مشاهده مىكنيم. در بحثهاى تلويزيونى و بحثهايى كه كوتاهمدت است، امكان ندارد تمام جوانب مختلف نظريه را توضيح داد، لذا معايبى بروز مىكند و پيدا مىشود. مثلاً از طرف من بايستى حتماً به اين نكته تصريح مىشد كه آنچه در موارد انفرادى و در اجزاى عالم وجود دارد عبارت است از پديدهاى كه در فارسى آن را گسترش مىناميم. يعنى هر شىء آغاز و زايشى دارد. در موجودات زنده زايش و در موجودات غيرزنده آغاز مىگوئيم و اين دو گروه يك گسترشى دارند و سپس روند زوال را طى مىكنند. يعنى حركت نزولى را طى مىكنند و آن كيفيت معيّن و آن پديده و شىءِ معيّن از صحنه وجود خارج مىشود. به اين ترتيب وقتى به اجزا نگاه مىكنيم، در اجزا حركت صعودى پيدايش و زايش از يك سمت و زوال از طرف ديگر وجود