گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - تكامل
ديالكتيك است، مىباشد. آن سؤال اين بود كه آيا واقعاً معتقدان به اين اصل آن را اصلى عمومى مىدانند؟ و اين عموميت را باور دارند يا خير؟ صحبت در اين بود كه امروزه ما و معتقدان به اصول ديالكتيك يك رشته از امورى را كه گذشتگان به آن اعتقاد داشتند، خرافى مىدانيم. خرافى بودن آن اعتقادات دقيقاً مبتنى بر اين نكته است كه ما يك رشته از ارتباطاتى كه گذشتگان قبول داشتند، قبول نداريم. كسانى در گذشته به جادوگرى معتقد بودند و مىگفتند بين ورد خواندن و فوت كردن و آن سنگى كه در بيرون هست ارتباطى وجود دارد لذا با خواندن اين ورد و يا فوت كردن، آن سنگ حركت مىكند. ولى امروزه ديالكتيسينها چنين ارتباطى را نفى مىكنند و مىگويند اين انديشه خرافى است. اگر در گذشته معتقد بودند كه بين يك بيمارى و نقوشى كه بنام طلسم روى كاغذ كشيده شده ارتباط است و اين طلسم را به وجود مىآوردند تا آن بيمارى شفا يابد، ولى امروز اين تاثير را نفى مىكنيم. ديالكتيسينها هم آن را نفى مىكنند. به طور كلى تمام آنچه خرافات است و انديشههاى موهوم و نادرستى هستند و در آنها ارتباطى بين دو يا چند امر در نظر گرفته شده و تاثير و تاثر متقابلى بين دو يا چند امر تصور مىشده است، حالا اين ارتباطات مورد نفى و انكار قرار مىگيرد و خرافى ملقب مىشود. اگر اين گونه است، پس ديگر اصل «تأثير متقابل» نمىتواند عموميّت داشته باشد و نمىتوانيد معتقد باشيد كه همه چيز در همه چيز موثر است، بلكه حداكثر بعضى از چيزها، بر روى بعضى از چيزها و آن هم برخى از تاثيرها را دارند. اگر اين اصل به اين نقطه برگشت كند ديگر اين سخن، بسيار بسيار ساده و كم محتوا است. يعنى به اين ترتيب ما مىتوانيم انواع سخنان را در عالم بگوييم. همچنان كه مىدانيم، هيچ قانون علمى به اين شيوه گفته نمىشود. چون به اين شيوه همه گونه سخنى را در عالم مىتوان گفت. اين دو سؤال اصلى بود كه من در مورد اين اصول طرح كرده بودم تا در مورد آن سخن بگوئيم.
مجرى: آقاى طبرى به اين سوالات پاسخ بدهند.
آقاى طبرى: با درود صميمانه به همه بينندگان به خصوص به همه كسانى كه در عرصه جنگ و كار يدى و فكرى به جمهورى اسلامى ايران خدمت مىكنند و صميمانه در راه شكوفايى و گسترش آن مىكوشند.