گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - تكامل
اصل حركت مىدانيم. سپس يكى از آقايان مسأله تكامل را مطرح كردند كه بعد سؤال شد آيا براى تكامل كلّيت قائل هستيد و يا آن را در بخشى از پديدههاى طبيعت قبول داريد؟
آخرين جواب اين شد كه تكامل براى كل طبيعت نيست و فقط براى انواع است. يعنى همان نظريه داروين در زيستشناسى و نظريه ترانسفورميسم. اگر اشتباه نكنم آنگونه كه بنده به خاطرم هست تصريح كردند كه تكامل را در ساير پديدههاى طبيعت نمىپذيرند. آنچه قبول دارند فقط تكامل در انواع است. يعنى انواع زنده [موضوع قانون تكامل است] و روى اين كلمه تكيه كردند.
در اين جا سؤالى مطرح شد كه اگر تكامل به معناى تكامل انواع است، در اين صورت ديگر يك تئورى زيستشناسى است [نه فلسفى]. اگر چه هنوز صحيح و يا غلط بودن آن قابل بررسى است. در هر حال اين مربوط به علم ديگرى است و به فرض اينكه صحيح باشد قانونى براى علم زيستشناسى است و ديالكتيك بايد اصولش كلى و به تعبير خودشان جهان شمول باشد و حتى شامل تفكر و طبيعت و انسان و جامعه و ... بايد بشود. چگونه ممكن است قانونى ـ به فرض اينكه ثابت شود ـ كه منحصر به پديدههاى زنده است و مخصوص تبدل نوعى به نوع ديگر مىباشد، به كل هستى و طبيعت تعميم داده شود؟
بنا شد كه اين سؤال را در اين جلسه پاسخ بدهند. يعنى چون وقت گذشته بود و فرصت نبود تا جواب آن را در جلسه قبل بيان كنند، لذا بنا شد در اين جلسه پاسخ بدهند. اضافه مىكنم كه در جلسه قبل اشاره شد كه آيا اين اصولى كه براى ديالكتيك برمىشماريد، از علوم به دست آمدهاند و يا قانونى براى تفكر و روش و راهنمايى براى علوم هستند. اگر اين اصول از علوم به دست آمدهاند، پس علوم، ديگر احتياجى به اين اصول ندارند. هر كدام از علوم مسائل خود را با متد خاص خودشان اثبات مىكنند. فيزيك با متد خاص خودش مسائل را حل مىكند و شيمى با متد خودش مسائل را حل مىكند و زيستشناسى همينطور ... حال جمع بندى نتايج علوم سلسلهاى از امورى هستند كه احياناً ادعا مىشود كليت دارند و در تمام علوم جريان دارند. پس اين اصول اعتبار خودشان را مرهون علوم هستند. يعنى بايد ابتدا علوم اينها را اثبات