گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - مباحث ايدئولوژى
مىگويد يك ورد در اينجا مىخوانم و يك مرتبه آتشى برافروخته مىشود و ورد ديگرى مىخوانم و آتش خاموش مىشود يك نوع تأثير و تأثّر را به نمايش گذارده است. شما مىگوييد همه چيز بر روى همه چيز تأثير دارد ولى اگر بگوييد كه يك نوع تأثير و تأثّر خاص دارند، ما هم آن را قائل هستيم ولى نه هر تأثير و تأثّرى را. آنگاه شما خودتان تعميم اين اصل را منكر شدهايد و معتقد نيستيد كه همه اشيا بر روى همه اشيا به گونهاى تأثيرى داشته باشند. بعضى از اشيا بر روى بعضى از اشيا تأثير دارد و نوعى خاص از انواع تأثيرات را دارند. بههر حال اينها سؤالاتى بود كه خواستم به منزله ابهام روشن بفرماييد.
مجرى: براى شما دو دقيقه ديگر وقت باقى است.
آقاى سروش: براى فرصت بعدى مىگذاريم يعنى در ده دقيقه بعدى استفاده مىكنم. اشكالى كه ندارد؟
مجرى: آقاى مصباح شما در مجموعه ١٢ دقيقه وقت داريد. اكنون از وقت اضافهاى كه طى دو دوره ده دقيقهاى قبل باقى مانده است مىتوانيد استفاده كنيد و اگر صحبتى داريد بفرماييد و اگر صحبتى نيست آقايان به سؤالات شما جواب بدهند؟ اين را خودتان انتخاب بفرمائيد.
آقاى مصباح: بنده ترجيح مىدهم كه آقايان جواب سؤالات را بيان فرمايند تا بيشتر به اصل مطلب برسيم. اينكه بخواهم از وقت استفاده كنم و وقت بگذرانم اين كار صحيحى نيست.
آقاى سروش: همانطور كه گفتم ما مىخواهيم مسأله روشن شود و اگر وقت را تقسيم مىكنيم غرض اين نيست كه هر كسى درست به اين مقدار سخن بگويد.غرض اين است كه مسأله روشن بشود.
مجرى: بله بايد سؤالاتى كه مطرح شد روشن شود.
آقاى طبرى: اگر اجازه بدهيد. آيا وقت هست؟
مجرى: خواهش مىكنم.
آقاى طبرى: اين اسلوب طرح سؤال راجع به مسائل را مىپذيريم. به خاطر اينكه در ضمن شنيدن بياناتِ طرفِ مقابل، به ناچار گرههايى در ذهن پديد مىآيد و بايستى