گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - مباحث ايدئولوژى
مىشود گفت كه با اين عمل يك تكامل در درخت پيدا شده است؟ آيا مىشود گفت تكامل يك قانون كلى است كه در كلّ پديدههاى هستى حكم فرماست؟ و بعنوان يك اصل كلّى آن را قبول داريد؟ اگر كلّى است اين موارد را چه مىگوييد؟ در مورد اين اصل و اصل تضاد و يا اصول ديگرى از اين قبيل چنين سؤالاتى مطرح است. اينها توصيفاتى است كه تا حدودى در بعضى از پديدههاى طبيعت ثابت شده و علم آنها را ثابت كرده است و خود ويژگىهايى دارد كه در واقع خودش يك تفسير فلسفى براى علم است. خودِ معناى تضاد را علم به ما اعطا نمىكند و يا مفهوم و معناى تكامل را علم به ما اعطا نمىكند. البته نمىخواهم با دقت فلسفى بحث كنم و بر آن دقت تكيه بكنم. خلاصه، آيا اين را به عنوان يك اصل كلى مىپذيريد كه هر پديدهاى كه در اين عالم، هستى پيدا كرده و يا هستى پيدا خواهد كرد رو به تكامل است و هيچ پديدهاى از اين قاعده مستثنى نيست؟ و همين طور در مورد اصل تضاد و در مورد اصل پيوستگى اجزاى جهان، آيا اين اصول هم كلّيّت دارند؟ اگر كلّيت دارند از چه راهى ثابت شده است؟ و سؤال آخر اين كه آيا اصول ديالكتيك مورد قبول شما همين سه اصل است و يا اصول ديگرى هم به عنوان اصول ديالكتيك مورد قبول شما مىباشد؟ تا آنها را بشناسيم و بدانيم كه در بحثها بعدى روى چه مباحثى گفتگو مىشود. نكته را آقاى ... معذرت مىخواهم اسم آقا را فراموش كردم.
آقاى طبرى: آقاى نگهدار.
آقاى مصباح: بله، آقاى نگهدار نكتهاى فرمودند كه فلانى بحث را به سؤال و پرسش گذراند! گمان مىكنم كه اين حالت، شكل طبيعى اين بحث بايد باشد. چون موضوع بحث جهانبينى مادّى است كه ماركسيستها روى ديالكتيك تكيه مىكنند، و از طرفى چون تفسيرهاى مختلفى از آن ارائه نمودهاند به ناچار ما بايد تفسيرى را كه مورد قبول آقايان هست، بفهميم تا بتوانيم بر اساس آن بحث بكنيم. قبل از اينكه تفسير و تعريف مقبول خودتان را عرضه كنيد، بحث كردن پايهاى ندارد. بايد پايه بحث را محكم ساخت تا بتوان وارد بحث شد. گمان مىكنم كه اين سؤالها بىجا نباشد و اميدوارم كه انشاءالله توضيحات كافى در اين زمينه بدهيد و پايههاى بحث بنيانگذارى شود و همينطور كه فرمودند براى بحثهاى بسيار دامنهدار آينده پايهاى بنا گردد و در واقع تدريجاً مسائل حل شود و همه استفاده كنند و وقت هم هدر نرود.