گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٧
مىافتد تكاملى هستند، از اين قضيه تكاملىبودن و يا نبودن اين پديدهاى كه براى ما مجهول است، بدست نمىآيد. همينطور اگر گفتيم در بعضى از پديدههاى طبيعت تضاد وجود دارد و يا مثلا بفرماييد در نصف و يا پنجاه درصد آنها تضاد وجود دارد ـ با استناد به اين گفته ـ هرگز واقعيت پديده جديدى كه براى ما مشكوك است، بدست نمىآيد كه آيا در آن تضاد هست يا نيست؟ همينطور اگر گفتيم تكامل در بعضى از پديدههاى طبيعت واقع مىشود، مطابق اين گفته وضعيت پديدهاى كه براى ما مجهول است بدست نمىآيد كه آيا سير آن تكاملى است يا نيست؟ وقتى نتيجه بحث اين شد ما ديگر اصلا بحث زيادى بر سر اين مسأله نداريم و خيال مىكنم حتّى براى قانون نفى نفى هم محل بحث باقى نمىماند. چون آقاى طبرى تصريح فرمودند كه آن هم جهانشمول نيست و فقط به يك تعريف كوتاهى از آن اكتفا مىكنيم.
امّا درباره مسأله عموميّت حركت بارها گفتيم كه بنابر فلسفه اسلامى، حركت در كلّ طبيعت جريان دارد و به عميقترين شكلى كه متصوّر است از ديدگاه فلسفى بيان شده است و مورد قبول ما نيز مىباشد. تنها تفاوتى كه بين ما و آقايان وجود دارد اين است كه ما اين حركت را با برهان عقلى اثبات مىكنيم ولى آقايان مىفرمايند با اصول علمى هم مىشود آن را اثبات كرد. البته اينكه آيا با اصول علمى مىشود حركت را اثبات نمود يا نه، مسألهاى است كه به متدلوژى مربوط مىشود. ما مدّعى هستيم كه اصولا تجربه هيچ وقت چنين قانون كلّى را نمىتواند اثبات كند. بههر حال پس اصل مسأله اين است كه عالَم طبيعت يكپارچه در حركت و تغيير است و ما هم اين را قبول داريم. فلسفه ما از اين گونه سخنان پر است. امّا ساير مطالبى كه در اين زمينه گفته شده است همه بصورت قضيه موجبه جزئيه مىباشد و به اين شكل، مشكلى حل نمىشود و مجهولى معلوم نمىگردد. ادّعاى آقايان هم اين نيست كه آنها كلى هستند لذا ما هم در آن بحثى نداريم.
مجرى: با تشكر. من مقدار زمانى كه آقايان استفاده كردند را اعلام مىكنم تا بعد به ميزان ضرورت بحث را ادامه بدهيم. آقاى سروش ٥/٢٨ دقيقه؛ آقاى نگهدار ٥/٤٣ دقيقه و آقاى طبرى ٥/٣٤ دقيقه و آقاى مصباح ٥/٢٤ دقيقه از وقت خودشان استفاده كردند. اگر درباره قوانين ديالكتيك ـ به تعبير آقاى طبرى اصول ديالكتيك ـ