گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٣
تحوّل ايجاد مىشود. من دو سه بار پرسيدم، توضيح شما از نسبت همين بود. يعنى خلاصهاش اين است كه اگر به گونهاى باشد كه تحوّل ايجاد شود، تحوّل ايجاد مىشود و اگر آنگونه نباشد كه تحوّل ايجاد شود، در آن صورت تحوّل ايجاد نمىشود. به اين شكل سخن گفتن به گمان من هيچ نورى به هيچ منطقهاى نمىافكند تا بگوييم كه غرض ما از نسبت همان نسبتى است كه به اصطلاح اگر محقق شد، آن وقت تحوّل ايجاد مىشود. معناى اين سخن اين است كه اگر شرايط ايجاد تحوّل فراهم شد، تحوّل هم ايجاد مىشود. اين [گونه سخنگفتن] كه خيلى آسان است. من يك مثالى مىزنم. البته قدرى مشتمل بر شوخى است؛ وقتى بچه زياد گريه مىكند مىگويند چه شده؟ جواب مىدهند كه بچه نحس شده است. نحس شدن يعنى همين. يعنى همين كه زياد گريه مىكند. پس اگر بپرسى كه نحس شدن يعنى چه، مىگويند يعنى همين حالتى كه زياد گريه مىكند. لذا وقتى طرف به ما مىگويد نحس شده توضيح تازهاى راجع به گريهكردنِ بچه ارائه نداده است. در واقع مىگويد طورى شده است كه وقتى بچه آنطور شود، گريه است. اين را كه ما مىدانستيم. ما مىخواستيم «آنطورشدن» را بفهميم كه اگر آنطور شد، آن عامل ايجاد شده و به گريه منتهى مىشود. حال شما در تعريف نسبت مىگوييد نسبت عبارتست از همان چيزى كه اگر ايجاد شود، آن وقت تحوّل ايجاد مىشود. شما توضيحتان اين است. ولى اينكه توضيحى نيست. اين سخن همان حرف نخستين است. يعنى همان تتولوژى است. به اين ترتيب همان ابهامى كه من عرض كردم خيلى به وضوح در اينجا باقى است. اين همان چيزى است كه باعث مىشود كه قانون هميشه در دست سليقههاى اين و آن قرار بگيرد و يكى بگويد اينجا نسبت به هم خورده است و آن يكى بگويد نه آنجا نسبت به هم خورد. مادامى كه ما در مورد به همخوردن نسبت هيچ ضابطهاى نداريم و تنها ضابطه و ملاكْ اختيار خودمان باشد، همه جا مىتوانيم بگوييم كه اينجا به هم خورده و آن يكى هم مىتواند بگويد نه؛ آنجا به هم خورده است. اين ابهام و اين نزاع همينطور تا قيامت ادامه دارد. اين به خوبى نشان مىدهد كه شما در مثال فرفره و نمك به دنبال اين مىگرديد كه در يك جا تغييرى رخ بدهد ـ حالا هر تغييرى ـ و آن گاه ...
آقاى نگهدار: اين را هم توضيح بدهيد بر اثر چه تحوّلى؟ چه تغييرى بدنبال چه تغييرى رخ مىدهد؟