گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩ - مباحث ايدئولوژى
منطق سمبليك رياضى را آوردهاند كه عمليات منطقى را خيلى تسهيل مىكند و به خصوص براى ماشينهاى كامپيوترى و ديگر [امورى]كه اين نقش را بازى نمىكنند مفيد و مؤثر است. همانطور كه دوست ما آقاى نگهدار در اينجا بيان كردند منطق ديالكتيك جهان را توصيف مىكند آن هم به قصد آن كه آن را تغيير بدهد بخصوص در صدد تغيير جامعه انسانى است و بطور كلى اسلوبى است براى معرفت.
سؤال ديگرى كه اينجا مطرح شد اين مطلب بود كه آيا تعريفى كه لنين از مادّه ارائه كرده است اصولا از لحاظ منطقى يك تعريف حساب مىشود يا نقض تعريفى دارد؟ آقاى سروش فرمودند كه لنين در مقابله با كسانى كه تعاريف گوناگونى از مادّه ارائه مىدادند ـ و مىگفتند، اين تعريف را تكامل علم رد مىكند ـ اين مفهوم را توضيح دادند. ولى كوشش فلسفه نمىبايستى اين باشد كه مادّه را توصيف بكند. توصيف مادّه و كشف جهات مختلف آن از لحاظ فيزيكى، شيميايى، زيستشناسى و فكرى و اجتماعى و... عملى است كه بايد علوم خاصه انجام بدهند. اگر فلسفه بخواهد در اين مسائل مداخله و فضولى كند طبيعتاً نظرى غلط خواهد داد. فلسفه تنها يك چيزى را مىتواند تأييد بكند كه مادّه فى الواقع در وراى ذهن ما و مستقل از ما، وجود خارجى دارد. ايشان مىفرمايد چرا اين مسأله گفته مىشود؟ اين مسأله، مسأله كلّى است و چيزى را حل نمىكند. اين مسأله را «لنين» در بحثى كه با ايدهآليستها دارد، مطرح كرده است نه اينكه براى معارف اسلامى گفته باشد! در رئاليسم اسلامى وجود مستقل مادّه نفى نمىشود. امكان معرفت انسان به مادّه نفى نمىشود. لذا نبايد در اينجا در جستجوى مقابله بين تعريف لنين و بخشى از نظريات فلسفى و حكمت اسلامى برآمد، و يا در جايى ديگر نبايد با ايدهآليسم كه معتقد به وجود خارجى و عينيّت نيست و آن را امرى ذهنى مىداند و معتقد است كه معرفت به اين جهان بطور كامل ممكن نيست، مقابله و مقايسه انجام بگيرد. فرض كنيد فيلسوفى مانند «كانت» به ذوات و اعراض قائل بود و مىگفت اعراض را مىتوانيم درك كنيم ولى به ذوات و سرشت اشيا نمىتوانيم پى ببريم. كوشش لنين و ماركسيسم اين است كه در درجه نخست بگويند واقعيت جهان خارجى، در وراى ذهن ما امرى حق است و ما بخشى از همين جهان خارجى و از تكامل اين جهان خارجى هستيم. و در مرتبه دوم ـ