گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٩
ريختن نمك روى نمك و انباشتن آن و الى آخر... كه اينها به تغيير كيفى منجر نمىشود، آقاى سروش درست است؟
آقاى سروش: بله.
آقاى نگهدار: آيا اينها موارد نقض آن چيزى است كه ديالكتيك مطرح مىكند يا نه؟ آيا اينها نقض جهانشمول بودن قانون است يا نه؟ ديالكتيك مطرح كرده است كه برهم خوردن نسبتهاى معينى كه كمّيّات را شامل مىشود، منجر به تغيير كيفى مىگردد. منظور اين است كه اگر اين نسبتها و يا آن چيزى كه هگل گفته است حفظ شود، آيا باز هم ما بايد شاهد تغييرات كيفى باشيم؟ اين نقض خود قانون است. قانون اساساً اين را نمىگويد.
آقاى سروش: لطفاً قانون را يك بار ديگر بيان كنيد.
آقاى نگهدار: قانون اين است كه وقتى نسبتهاى معيّنى كه در تعيّنات كيفى پديده وجود دارد برهم مىخورد، لزوماً شاهد بروز تغييرات كمّى در كيفيّات پديدهها هستيم. يعنى هگل يك كميّت و يك كيفيت و يك نسبت كه اين دو را به هم مربوط مىكند، مطرح مىسازد. اگر مثال آب را بيان كنيم دقيقاً روشن مىشود كه منظور چيست و موضوعِ قانون چيست؛ چون يك مثال خيلى كلاسيك است. البته بعد در ادامه و در گسترش بحث مىتوانيم بحث فلسفى هم بكنيم. يعنى در فاصله ميان صفر درجه و صد درجه كيفيّتى را براى آب در نظر گرفتهايم، كه همان مايع بودن است. كيفيت مايع بودن در اين فاصله برقرار مىماند. يعنى آب هر درجه حرارتى داشته باشد، در اين فاصله مايع است و مايع بودن آب زير سؤال نمىرود. ولى اگر از اين نسبت حرارت را بيشتر يا كمتر بكنيم مايع بودن آب كه كيفيت ثابت اين فاصله بود، برهم مىخورد. در اينجا من به يكى از ايراداتى كه شما بيان فرموديد هم پاسخ مىدهم كه سؤال شد چه دليلى داريد كه آب ٤ درجه را با آب ٥ درجه يك كيفيت يكسان مىدانيد و تفاوتى بين آن دو قائل نمىشويد. ما براى جواب، به آن تعاريفى كه از كيفيت ارائه داديم برمىگرديم و ابتدا تعاريف كيفيت را بيان مىكنيم و تعريفى كه ديالكتيك در مورد كيفيت مىكند را دقيقاً مىشكافيم و همينطور كميت را هم مىشكافيم. بعد بر اساس اين رابطه اين دو را توضيح مىدهيم. من ضرورى دانستم كه