گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٦
همه امور جاى اين قانون است و همه چيز را بايد مصداق اين قانون در نظر بگيريم و از مصاديق آن بايد بدانيم يا ندانيم؟ من از گفتار آقاى طبرى و آقاى نگهدار استنباط مشخصّى نكردهام. اين سؤال را من مجدداً تكرار مىكنم و تقاضا دارم كه در اين باب به تصريح سخن گفته شود كه آيا واقعاً همه پديدهها مشمول اين قانون هستند يا نه؟
همانطورى كه آقاى مصباح هم تذكر دادند، نكته دوم اجمالا اين بود كه آقاى طبرى اين قانون را حفظ نكردند و در واقع بهگونهاى مطلب را بيان كردند كه با همه چيز سازگار از آب درمىآيد. به گمان من اوّلين قدم و بلكه آخرين قدم در قربانىكردن هر قانونى اين است كه تشخّص آن قانون ستانده شود. يعنى آنچنان قانون را با چيزها و نكات و امور ديگر مخلوط بكنيم كه هويّت يك قانون آنچنانكه بايد باشد، بر جاى نماند و از بين برود. به اين ترتيب آن قانون با همه چيز وفق داده و با همه چيز جور در مىآيد. البته اگر اصل و يا قانونى به چنين سرنوشتى دچار شود در آن صورت مىشود انتظار داشت كه گفته هر كسى را حمل بر تأييد خودش بكند. مثلا آقاى طبرى گفتند كه تئورى سيستمها به كمك ديالكتيك آمده است و در سايبرنتيك انديشههاى مؤيد ديالكتيك وجود دارد. البته من هم اين را تصديق مىكنم منتهى در صورتى كه ما از سخن شخص خود دست بكشيم. هميشه قانونهاى علمى و همينطور ديالكتيك كه ادعاى علمى بودن را دارد، يك خصيصه دارند و آن اينكه مشخص هستند. اصولا سخن علمى گفتن از اين روى دشوار است كه سخن مشخصى است والاّ هر كسى مىتواند سخن علمى بگويد و هر كسى مىتوانست در مورد عالَم هر ادعايى كه مىخواهد، ابراز نمايد. علمى سخن گفتن از آنجا دشوار شده است و مؤونه و هزينه مىطلبد كه بايد خط مشخصى را ارائه بدهيم و بگوييم اين مشخصات و اين قلمرو خاص آن است، بگونهاى كه اگر چنانچه درست از آب درنيامد، معيّن بشود كه سخن درستى گفتهايم يا سخن نادرستى گفتهايم. از باب مثال فرض كنيد مىخواهيم راجع به اين قانون كه چه چيزهايى در آب فرو مىروند و چه چيزهايى شناور مىمانند و چه چيزهايى به سرعت در آب پايين مىروند و چه چيزهايى به نرمى و آرامى پايين مىروند، صحبت كنيم. حال در اين مورد گاه ما يك قانون علمى مشخصى را ارائه