گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧١
تحول و تغيير دائمى هستند. اما مقصود اين نيست كه هيچگونه ثباتى در خارج به چشم نمىخورد. ما، ديالكتيسينها، از ابتدا هم چنين مدعايى نداشته و اكنون هم چنين مدعايى نداريم. بلكه از ثبات نسبى و يا از سكون نسبى همواره سخن مىرود و اين حرف درستى هم است. هر فردى مىداند كه آقاى مصباح از ٢٠ سال پيش هم به عنوان آقاى مصباح شناخته مىشوند، الآن هم هنوز آقاى مصباح هستند. اين مطلبى است كه ما آن را مشاهده مىكنيم و مىبينيم و بر روى آن تكيه و تأكيد مىنماييم. ولى در وجود آقاى مصباح يك چيزهاى ديگرى تغيير كردهاند، در حالى كه وجوه ديگرى هست كه ثابت باقى مانده است. همه چيز در حال تغيير است. هر شىء و يا يديدهاى را كه در نظر بگيريم داراى تغييراتى است ولى آن تغييرات در مراحل كمّى و تدريجى هستند ولى كيفى نيستند. تغيير، عرصه كيفيات را در بر نمىگيرد. چرا؟ چون كيفيات ـ بنا به تعريفى كه در ابتداى بحث گفتيم ـ آن وجه از خصوصيات شىء است كه از ثبات نسبى برخوردار است و در گرهگاههايى بر اساس انباشت، تغيير حاصل مىشود. اين انباشت مىتواند مثبت باشد و مىتواند منفى باشد. همانگونه كه مىتواند هم جنبه كاهشى داشته باشد و هم جنبه افزايشى داشته باشد. [با] انباشتِ تغييرات كمّى، تغيير در تعيّنات كمّى شىء پديد مىآيد و در گرهگاههاى خاصى در اثر انباشتِ كميتها كيفيات هم تغيير مىكنند. يعنى اينگونه نيست كه ما سرانجام كيفيّات را ثابت ببينيم و در تحليل نهايى آنها را ثابت بدانيم. كيفيات هم عوض مىشوند. اين ارتباطى كه ما بين تغييرات كمّى و كيفى مطرح مىكنيم دقيقاً همان نسبتى است كه هگل كشف كرده است و به نظر ما درست هم مىباشد. عدول از اين قانون، عدول از قانون هستى است. به نظر ما اين ارتباط، شكل عامّى از ارتباط كميّت و كيفيت هست. اگر بخواهيم ارتباط ديگرى بين كميّت و كيفيّت جمعبندى كنيم و به صورت ديگرى بخواهيم ارائه بدهيم، وجود ندارد و اصلا مطرح نيست و نمىبينيم. امّا تغيير مىتواند متنوع باشد. مثلا تغيير كيفيّت به كيفيّت و ... . مسأله به طور مشخص اين است و اين هم بر اساس تعاريفى است كه ما از تعيّنات اشيا و پديدهها ارائه مىدهيم. يعنى ناظر بر تعريف و ناظر بر آن تقسيمبندى است كه در مورد اشيا و پديدهها به عمل مىآوريم. البته تجربه و مشاهدات مكرر در عرصههاى علوم مختلف مىتواند اثباتكننده چنين مدّعايى باشد