گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٥
بخصوص اصول ديالكتيك را به زبان فارسى در مجله دنيا در سال ١٣١٢ بيان كردند. البته او اولين شخص به معناى اخص كلمه نبود. قبل از وى مجلهاى در رشت منتشر مىشد بنام مجله «فرهنگ» كه در آنجا نيز كوشش مىشد تا اين اصول بيان بشود. ولى دكتر ارانى اين كار را با نظم و پىگيرى علمى بهتر و بيشترى انجام داد و خود ايشان ـ به درستى ـ فرمودند كه در مسائل ديالكتيك و در فلسفه ماركسيست بحث و مداقّه وجود دارد. اين بحث و مداقّه موجب مىشود ـ مثل همه پديدههاى كه معتقد به حركت در آنها هستيم ـ خود پديده ماركسيسم هم كه يك پديده اجتماعى است و مقولات و احكامى دارد، تغيير كند و تحوّل يابد و مقولات و احكام جديدى را به خودش كسب كند. بخصوص وقتى كه ماركسيسم مدّعى است كه مىخواهد برآيند متدلوژيكى و تئورى و اسلوب عمومى براى علوم اجتماعى و طبيعى بيان بكند، ببايد ناچار در پيوند با اين علوم رفتار كند و در پيوند با اين علوم تغيير كند. مثلا الآن علومى جديد مانند تئورى سايبرنتيك پديدار شده است. دو نوع سايبرنتيك داريم: يكى سايبرنتيك فنى كه براى ساختن ماشينهاى كاميپوترى است و ديگرى سايبرنتيك تئوريك كه اين نظريات را «نربرت وينر» آورده است. وقتى نگاه مىكنيم مىبينيم اصل تغيير و اصل تأثير متقابل در داخل نظريه سايبرنتيك مطرح و بيان شده است و يا اينكه وجوه مشترك مابين ماشينها و انسانها در ميان آنها به عنوان اينكه دستگاههايى هستند كه اطلاع مىگيرند يا اداره مىشوند و يا كنترل مىشوند، بيان مىشود. به اين ترتيب قوانين مشتركِ وجود و صحنههاى مختلف وجود يعنى طبيعت و اجتماع در داخل سايبرنتيك جستجو مىشود. تئورى «نربرت وينر» را يك نفر دانشمند امريكايى مطرح كرده است و به هيچ وجه از ماركسيسم نيست و از ماركسيسم بكلّى دور بوده است. در دوران «استالين» هم ابتدا با سايبرنتيك مخالفت كردند ولى بعد از استالين اتحاد شوروى متوجه اهميّت بزرگ تئوريكى و عملى اين علم شد و حالا خود اتحاد جماهير شوروى يكى از مراكز مهم دانش سايبرنتيك در كنار امريكا محسوب مىشود. يا دانش ديگرى كه اخيراً در سالهاى پنجاه به بعد ظهور يافته «تئورى سيستمها» است كه من كم و بيش به آن اشاره كردم. تئورى سيستمها هم بوسيله كسانى كه اصلا هيچ ارتباطى به ماركسيسم ندارند مانند دانشمندانى مثل