گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - مباحث ايدئولوژى
چنين اصلى بر طبيعت و هستى حاكم است. اينكه همه پديدهها در ارتباط با يكديگر هستند يك حقيقت مجرّب است. مثلا ما در زندگى خودمان بر روى يكديگر تأثير مىگذاريم. فكرمان، تلاشمان، حركتمان و آن چيزهايى كه مىسازيم، روى حركت و زندگى يكديگر تأثير مىگذارند. اين را فقط به اين شكل بررسى نمىكنيم كه مثلا ما بر روى فكر شخصى، و يا كس ديگرى بر روى فكر ما تأثير دارد. مثلا همين تلويزيون به عنوان يك سيستم ارتباطى بر روى مردم ما تأثير مىگذارد و اگر اين سيستم نباشد تأثيرات به اين شكل نيست. افرادى كه در ميهنمان زندگى مىكنند داراى يك چنين ويژگىهايى هستند كه ناشى از اين سرزمين و محيط و اشيايى است كه با آنها زندگى مىكنند. به همين ترتيب مردمى كه در جاى ديگرى زندگى مىكنند داراى يك ويژگىهاى ديگرى مىباشند. البته اين ويژگىها ـ همانطورى كه بعداً در بحث تضاد خواهيم گفت ـ ممكن است هيچ نوع تضادى ايجاد نكنند. مثلا عدّه زيادى مىخواهند اينگونه جا بياندازند كه بين مردم كشور ما و كشور عراق كه همسايه ما است حتماً تضاد وجود دارد. يعنى مىگويند اين تفاوتها همان تضاد است. ولى اين تفاوتها و ويژگىها غير از تضاد است. اشياى مختلف و يا شرايط مختلف و محيطهاى مختلف بر روى يكديگر تأثير مىگذارند. در آنجا زبان عربى و در اينجا زبان ما فارسى است و خيلى ويژگىهاى ديگر كه روى آنها بحث نمىكنم. اينها همگى بر روى يكديگر مؤثرند و در كل، اشيا و پديدهها تماماً روى هم تأثير مىگذارند و اين اصل عام ديالكتيكى است كه از طريق مشاهده و تجربه حقيقت او ثابت مىشود. اين نكته را هم بگويم كه ما بطور كلى اثبات هر حقيقتى را از طريق تجربه و از طريق پراكتيكال يا عمل نتيجه مىگيريم.
دوّمين مسألهاى كه در ديالكتيك به عنوان يك اصل از او ياد مىشود مسأله تغيير كميّت به كيفيت است. و اصل ديگر مسأله تكامل است. يعنى همانطور كه رفيقمان توضيح داد ما شاهد اين هستيم كه بطور كلّى همه هستى در حال تغيير و تحوّل است. اين تغييرات تا يك مرحلهاى حالت كمّى دارند. يعنى فقط افزايش است و از يك مرحلهاى به بعد اين تغييرات بصورت جهشى است و به تغيير كيفى بدل مىشوند. مثالى كه معمولا در كتابهايى كه اين اصول ديالكتيك را توضيح مىدهند ارائه