گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥١
مفهوم اين اصل اين است كه ماركسيستها ادعا مىكنند يك نوع از تغييراتى كه در عالم اتفاق مىافتد تغييرات دفعى و ناگهانى است. توجيه اين تغييرات اينگونه است كه ماركسيستها مىگويند وقتى تغييرات تدريجى و تغييرات بطئى و كُند به مرحله خاصى كه هگل آن را گذرگاه مىنامد، مىرسد، بطور ناگهانى و دفعى تحولى پديد مىآيد و يك تغيير دفعى حاصل مىشود و به قول آقايان كميّت به كيفيت تبديل مىشود. براى توضيح اين مطلب بايد نكاتى را به عرض برسانم. البته اگر اشتباه بيان كردم آقايان مىتوانند تصحيح بفرمايند. تصور مىكنم كه آقايان [ماركسيست] اينگونه مىفرمايند كه تحولاتى كه در طبيعت واقع مىشود به سه دسته تقسيم مىشوند: يك دسته تحوّلات تدريجى و آرام و كُند. ماركسيستها اين نوع تحولات را با تضاد توجيه كرده و مىگويند عامل اين نوع تحولات تدريجى، تضاد درونى خود اشيا است. بعد از مدتى ماركسيستها ملاحظه كردند كه يك نوع ديگرى از تحولات وجود دارد كه به شكل دفعى و ناگهانى حاصل مىشود. البته تعبيراتشان در اين زمينه مختلف است. گاهى از آن به تغيير دفعى تعبير مىكنند و گاهى از آن به سريع تعبير كردهاند، و برخى مواقع هم از آن به جهش تعبير مىآورند. ممكن است كه منظور آنها از همه اين تعابير يك چيز باشد. بههر حال تغيير دفعى را با اصل گذار از تغييرات كمّى به كيفى توجيه مىكنند. هيچكدام از اين دو نوع تغيير نمىتوانند تكامل را اثبات كنند. لذا براى اثبات تكامل، به اصل ديگرى بنام قانون نفى نفى قائل شدند و تصريح كردهاند كه اصل تضاد و اصل گذار از تغييرات كمّى به كيفى فقط مكانيسم حركت را بيان مىكند و آنچه مبيّن راز تكامل مىباشد همان قانون نفىِ نفى است. خاطرنشان مىسازد كه اين مطلب را از كتاب «ماترياليسم ديالكتيك» نوشته يازده نفر از دانشمندان آكادميك شوروى بيان كردم. اما سؤال قابل طرح در اين زمينه اين است كه آيا واقعاً شما معتقد هستيد كه كميّت به كيفت تبديل مىشود يا نه؟ آيا اين تعبير يك تعبير مسامحى نيست و شايد از همين رو است كه بعضى از ماركسيستهاى متأخر بجاى تبديل كمّيت به كيفيت، تعبير «گذار از تغييرات كمّى به كيفى» را بكار بردند. البته در ترجمه كتاب استالين و ديگران، واژه «تبديل» بكار گرفته شده است. آنها مىگويند وقتى كه به آب حرارت داده مىشود، آرام آرام حرارتش زياد مىشود. اين تغييرات به تدريج حاصل مىشود ولى