گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٢ - عموميت حركت
آقاى سروش: پس طبق ادعاى شما قانون تكامل به اين معنا نيست كه هر موجودى در عالم رو به تكامل مىرود. اين روشن است؟ شما يكچنين ادعاى نداريد.
آقاى نگهدار: از ابتدا هم نداشتيم!!
آقاى سروش: حالا معلوم شد نداشتيد. اگر شما معتقديد كه انواع موجودات زنده رو به تكامل مىروند، پس مشخص كنيد منظورتان از «روند مسلط» اين است كه نوعها رو به تكامل مىروند.
آقاى نگهدار: بله. يعنى انواع موجودات زنده داراى منشأ دسته دسته واحد بودند، بعد به آن «كواسروايت»هايى كه «اُپارين» نشان داده مىروند كه در حدود يك ميليارد و يا يك ميليارد و نيم سال پيش وجود داشته و اين تاريخ هستى است. آقاى سروش، ما تنها به بحث تجريدى قائل نيستيم. ما در فكر تنها به بحث تجريدى قائل نيستيم. ماركسيسم...
آقاى سروش: چه كسى اينجا بحث تجريدى كرد؟ آيا اين شما نيستيد كه بحث تجريدى مىكنيد؟
آقاى نگهدار: نه. ما به واقعيت برمىگرديم. يعنى از چيزى بحث مىكنيم كه اتفاق افتاده است.
آقاى سروش؛ آقاى نگهدار شما از واقعيت [دور مىافتيد].
آقاى نگهدار: مثالى بزنيد تا آن روندى را كه وجود داشته است، بررسى كنيم و از آنچه اتفاق افتاده است آگاه بشويم.
آقاى سروش: شما به آن توجه نمىكنيد. آنچه كه در خارج اتفاق افتاده اين است كه همه ماهىها به تكامل نرسيدهاند. ولى شما مىخواهيد اين را بپوشانيد.
آقاى نگهدار: من كه منكر اين نيستم.
آقاى سروش: مىخواهيم معناى تئورى تكامل را معين كنيد. شما كه مىگوييد در همه عالم تكامل رخ مىدهد، معلوم كنيم كه منظور چيست؟ پس معنايش اين نيست كه همه موجودات به تكامل مىرسند. درست است؟ يعنى ممكن است كه بعضى از جوامع در مسير تكاملشان سير نكنند.