گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٥ - عموميت حركت
ميل مىكند منتهى از يك نقطه به بعد با خط مجانبش مماس مىشود. امّا نكته دوم: يعنى قانون دوم [در اين مورد همان قانون «فرمانتوسيون» [fermentation]است.]همه ما مىدانيم كه يكى از اصول مهم تحوّلات و پديدههاى زيستى در همين موجودات جاندار مسأله «فرمانتاسيون» يا «تخمير» است و علىالاصول فرمانتاسيون يك پديده و تحولى است كه از پيچيده به ساده مىرود. مىدانيم كه در بدن موجودات زنده «متابوليسم» [metabolism] رخ مىدهد. متابوليسم حادثهاى است كاملا در جهت شكستن پروتئينها و ليپيدها و قندها كه از پيچيده رو به ساده مىرود. و يا مىدانيم همين نشاستهاى كه مىخوريم تجزيه و سادهتر مىشود تا شيره هاضمه ... و يا ساخته شدن شراب و يا ساخته شدن سركه و انواع تخميرهايى كه در داخل بدن ميكروبها صورت مىگيرد و تخميرهاى آنزيماتيك و امثال آن و انواع متابوليسمى كه در بدن همه موجودات زنده صورت مىگيرد و... تمام اينها پديدههاى مكرّر و قانونمندى هستند كه به وفور رخ مىدهند و جملگى پديدههاى زيستى هستند و از پيچيده به طرف ساده حركت مىكنند. بنابراين، قانونها و پديدههاى مشابه و مكرر در عرصه طبيعت بىجان و در عرصه طبيعت جاندار وجود دارند كه جملگى از پيچيده به طرف سادهتر شدن پيش مىروند. بالاخره در پايان يك مورد از اين حركت و تحول مردن است كه هر موجود زندهاى مىميرد. يعنى اگر ساخته شدن يك موجود زنده يك حركت سلولى و بيوشيميك و از ساده به طرف پيچيده مىباشد، ولى مردن كاملا عكس اين حالت است. بنابراين بصورت يك نوع حادثه و يك امر قانونمند، مردن عبارت است از تجزيه سلولى و شيميايى، تا به سادهترين عناصرى كه در خاك وجود دارد. بنابراين باز همان نكته قبلى را تكرار مىكنم كه در ازاى هر بالا رفتنى، يك افتادن وجود دارد.
از پس هر شامگهى چاشتى است *** آخر برداشت فروداشتى است
خوب توجه داشته باشيد كه همانگونه كه قبلا نيز بيان شد و اكنون هم مىگوييم، ما هرگز حركتِ از ساده رو به پيچيده را در اين عالم انكار نمىكنيم و اين مطلب هرگز مورد انكار ما نيست. بحث از اين است كه آيا قانونى بر جهان حكومت مىكند كه حركت همه پديدهها از ساده به سمت پيچيده است؟ ما مىخواهيم بگوييم كه اين