گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٦ - عموميت حركت
غلط است. ولى از آن طرف هم ما چيز مستقلى بنام نقطه در خارج نداريم. همانگونه كه مفاهيم اتصال و انفصال نيز از همين قبيل هستند. شما يك نخ پنبهاى را كه اتصال دارد در نظر آوريد. البته در اين مفاهيم اتصال محسوس نيست و اتصال واقعى بين اتمها و مولكولها ديده نمىشود. ما اتصال محسوسى را بين اين نقطه و يا بين يك تكه نخ مىبينيم. حال اين نخ را مىكشيم. وسط اين نخ نازك مىشود تا به آنجا مىرسد كه يك تار خيلى باريك از پنبه وسط اين دو تا تكه نخ هنوز باقى است. آيا تا اين تار نازك باقى است مىتوانيم بگوييم اين دو طرف نخ از هم جدا شدهاند؟ بىترديد نه. آن وقتى كه اين تار بريده شود ـ به هر صورت و به هر وسيله ـ آن وقت است كه مىگوييم انفصال حاصل شده. درست است كه نازك شدن وسط نخ تدريجى است و بطور ناگهانى نازك نمىشود. اما آن لحظهاى كه اين دو رشته كاملاً از هم جدا مىشوند زمان بردار نيست. اين همان نقطهاى است كه در مثال برخورد دو اتومبيل و يا دو شىء متحرك و يا دو تا توپ به آن اشاره كرديم. دو اتومبيل يا دو شىء متحرك و يا دو تا توپى كه حركت مىكنند و يك خط را مىپيمايند، اين خط، تا خط است و امتداد دارد قابل تجزيه است. بالاخره اين خط جايى تمام مىشود. آنجايى كه اين خط تمام مىشود، همانجا نقطه است كه ديگر امتداد ندارد. يك سانتى متر اين طرف خط و يك سانتى متر آن طرف خط هنوز امتداد دارد. لذا آنجا هنوز خط است. بايد جايى را نشان بدهيم كه در اينجا خط تمام شده است. البته در حسّيات و در ماكروفيزيكها بگونهاى است كه با مسامحه نشان مىدهيم والاّ با ابزارهاى دقيقتر، بصورت دقيقترى مىتوان آن را نشان داد. به هرحال از نظر مفهوم عقلى فرقى نمىكند. فرض كنيد كه خطى از يك خط ديگرى بريده شود. در آنجا كه بريده مىشود نقطه پديد مىآيد. اين محل بريدگى خط، نقطه است كه امتداد در خود اين نقطه وجود ندارد. حال همين امتداد در مكان و ابعاد مادى را، در زمان منتقل كنيد. اين مفهوم امتداد در مكان و بُعدهاى مادى بود؛ در زمان هم يك چنين امتدادى وجود دارد. اگر ما بخواهيم زمان را در عالم ماده ترسيم بكنيم بايد آن را بصورت يك خط ترسيم كنيم. همانگونه كه كميتها را با كيفيت و كيفيتها را با كميت اندازهگيرى مىكنيم. مثلا درجه حرارت را با عدد نشان مىدهيم و منحنى يك تغيير را رسم مىكنيم. منحنى تغييرات كه در