گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١١ - عموميت حركت
نخواهد داشت و تا مادامى اين صورت ذهنى موجود است كه منِ درك كننده باشد. اين يك نمونه كوچكى از تجلّى موجود مجرد است بدون اينكه نقشِ وابستگى آن صورت ذهنى از نفس قطع بشود. اين موجود مجرد، موجودى است غير از نفس؛ يعنى هيچگونه استقلالى در مقابل نفس ندارد ولى در عين حال عين نفس هم نيست. البته هيچ كدام آنها نه در زمان هستند و نه در مكان. چون موجود مجردى است قابل تجزيه نيست. بُعد ندارد و در مكان نيست و چون خواص ماده همانند انقسامپذيرى و ... را ندارد بنابراين افقش فوق افق زمان است. البته در اين زمينه بحثهاى گستردهاى وجود دارد و شما بر روى هر جملهاى مىتوانيد تكيه كنيد و سؤال بفرماييد. بيش از اين نمىخواهم از بحث حركت و عامل حركت و... دور بشويم. فقط خواستم اشارهاى بكنم كه مسأله وحدت وجودى كه عرفاى اسلامى مىگويند هيچ ربطى به مسأله وحدت وجود مادى ندارد. خود عرفاى اسلامى هم تصريح كردهاند كه چنين اعتقادى كفر و الحاد است. بههر حال همانگونه كه در مباحث قبل خواهش نموديم، بهتر است در اين بحثها از آن اصطلاحات حرفى به ميان نياوريم تا دچار اين اشكالات و سوء تفاهمها و يا سوء برداشتها نشويم.
نكته ديگرى كه بايد به آن بپردازيم مسأله ثبات ادراك است كه من به سران ماركسيسم نسبت دادم. منظورم از اين انتساب جملهاى است كه آقاى لنين در كتاب «ماتريالسيم و آمپروكريتيسيسم» آوردهاند و قبلاً هم اشاره كرده بودند. ايشان مىگويد همه چيز در خارج در حال حركت است، مگر هنگامى كه در ذهن منعكس مىشود و در ظرف ادراك منعكس مىگردد. البته اين سخن را از بخش دوم ترجمه عربى اين كتاب نقل مىكنم و ترجمه فارسى آن را نديدهام. گويا فقط جزء اوّل كتاب ماتريالسيم و آمپروكريتيسيسم به فارسى ترجمه شده است و نمىدانم كه جزء دوم آن هم به فارسى ترجمه شده است يا نه؟ بههر حال اين جمله را از ترجمه كتاب «المادية و التجربية النّقدية» كه ترجمه عربى آن كتاب «ماترياليسم و آمپروكريتيسيسم» است، نقل مىكنم. بايد متذكر شوم كه اين كتاب دو تا ترجمه دارد و در هر دو ترجمه اين معنا و عبارت وجود دارد. جاى شك نيست كه ادراك از آن جهت كه ادراك است امر ثابتى است. و اين مطلب مورد اعتراف آقاى لنين و سايرين هم هست. و اين را در بحث قبل هم