گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٦ - عموميت حركت
گسترده بودن در بستر زمان است. يعنى تمام اجزاى حركت يك جا موجود نيستند بلكه تدريجاً وجود مىپذيرند. بنابراين اجتماع در وجود ندارند. اين تعبير عين تعبير ملاّصدرا است.
امّا اينكه گفتيد منبعى معرفى كنيد. از بهترين منابع كتاب اسفار اربعه ملاّصدرا است. البته فارسى آن وجود ندارد. به جلد چهارم از چاپ جديد اسفار اربعه، مباحث قوّه و فعل مىتوانيد مراجعه بكنيد. در آنجا خيلى بحث مبسوطى است. گويا در ظرف دويست صفحه و طى فصول مختلف اين بحث را بيان كرده است. يكى از آن مباحث همين مسأله است. البته در آنجا بطور خلاصه اشاره شده و توضيح داده شده است. و منبعِ ديگر كتابى است كه خود من نوشتهام بنام «نهاد ناآرام جهان». در اين كتاب هم من اين مسأله را توضيح دادهام.
فكر مىكنم آن سؤالى كه شما مطرح كرده بوديد و توضيح خواسته بوديد پاسخ دادم. راجع به شناخت و تجربه و استقرا و ... نكاتى است كه بعداً مىگويم. چون ممكن است وقت زيادى را مصرف كرده باشم. مدت صحبت من چقدر شد آقا؟
مجرى: شما نوزده دقيقه از وقتتان را استفاده كرديد. آقاى مصباح، با توجه به اينكه تلاش شود بحث را روى موضوع اصلى آن، يعنى حركت بازگردانيم، خواهش مىكنيم بحث خود را شروع بفرماييد.
آقاى مصباح: بسم اللّه الرحمن الرحيم. بطور طبيعى در بحثهايى كه پيرامون مسائل فلسفى مطرح مىشود، تعبيراتى بكار مىرود كه خود آن تعبيرات مفاهيمى را تداعى مىكند كه گاهى احتياج به توضيح دارد و گاهى الفاظ متشابه و با معانى مختلف بكار مىرود. لذا بايد معناى هر كدام بطور مشخص بيان بشود تا روشن گردد گه گوينده كدام معنا را اراده كرده است. اگر بخواهيم روى نكتهنكته كلماتى كه گفته مىشود تكيه بكنيم و در اطرافش توضيح بدهيم و يا توضيح بخواهيم، اين بحث به جايى نمىرسد و به نتيجهاى منتهى نمىگردد. در گذشته هم از اين نمونهها زياد بود و در فرمايشات آقايان هم تعبيراتى بوده كه زياد جاى بحث داشت. بخاطر اينكه از محور بحث منحرف نشويم، از آنها صرف نظر كرده و گاهى هم اشارهاى گذرا مىكنيم تا بحث خيلى گسترده نشود و از محور اصلى منحرف نشويم. حالا نمىدانم كه آيا مطالبى را كه