گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٢ - عموميت حركت
بكار گرفته است ـ منظور و عقيده شان همين بوده است؟ آيا در كلام اسلامى اصطلاح مشبّهه براى كسانى كه خداوند را بيرون از اين جهان مادى مىدانستند، بكار مىرفته است؟ آيا اين اصطلاح در اينجا واقعاً درست بكار رفته است؟ مجدداً من تكرار مىكنم كه ما اگر سخن خودمان را بگوييم، حرف و كلام همديگر را بهتر خواهيم فهميد. هرگز اينگونه به سخنان ديگر كه اصطلاحى تاريخى مىباشد و در كتب كلام بكار رفته است، استناد نكنيم؛ كه اگر آنها را در معناى ديگرى بكار ببريم باطل است.
امّا با بقيّه بحثهايى كه آقاى طبرى مطرح كردند و دربارهاش سخن گفتند، كارى نداريم و به بررسى كلام آقاى نگهدار مىپردازيم:
راجع به آن تئورى كه در مباحث قبل من از دائرةالمعارف «مكگراهيل» خواندم بايد بگوييم اولاً اين كار خودش جاى خوشبختى است كه در اين مطلب تدقيق شده و هر دقتى نشانه حرمتى است كه به سخنى نهاده مىشود. امّا آنچه كه ما ادعا كرده بوديم اين بود كه اين تئورى هم، در علم مطرح است. ما بيش از اين نمىخواستيم بگوييم. من مخصوصاً در اينجا تأكيد كردم و گفتم كه از نظر علم فرقى نمىكند كه اين تئورى باشد يا آن تئورى. كلام اصلى و عمده اين بود. چون گفته شد كه تئورىهاى علمى همه به اصطلاح تكاملى هستند، ولى ما خواستيم بگويم كه نه، در علم اين تئورى مخالف هم وجود دارد و آن تئورى اين است. اگر بنا بود كه همه تئورىهاى علمى رو به همان طرفى داشته باشند كه از پيش ديالكتيك تصميم گرفته است، اصلاً احتياجى نبود كه بگويند اين تئورى هست و آن تئورى هم است. بلكه مىگفتند اين تئورى كه شما مطرح كرديد و مىگويد از سنگينتر رو به سبكتر مىرود اصلاً باطل است و پيشاپيش ما مىدانيم باطل است، براى اينكه جهت رو به سادگى رفتن است. حتماً آن تئوريى درست است كه مىگويد از ساده رو به پيچيده مىرويم. ولى مىدانيم كه هرگز علم چنين نكرده است. بلكه منتظر ماند تا ببيند شواهد تجربى كدام را تأييد مىكند. اگر اين طرف را هم تأييد كرده بود، علم همين را برمىگرفت. حالا هم كه آن طرف را تأييد كرده است آن را برمىگيرد. بنابراين بحث از اين نيست كه در علم چه تئورى تأييد مىشود و چه تئورى تأييد نمىشود؟ صحبت در اين است كه در علم تفاوت نمىكند كه كدام تئورى تأييد بشود. گفتيم اگر غير اين صورت بود، علم منجمد مىشد.