گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٧ - عموميت حركت
مقاطعى را كه اين اتومبيل طى مىكند، اينگونه در نظر بگيريم و بگوييم در يك آنِ مشخص، يك تغيير دفعى اتفاق مىافتد و فاصله دو اتومبيل مثلاً به يك سانتىمتر، يك متر، Aسانتى متر، N سانتىمتر و بطور كلّى به يك مقدار معينى مىرسد. به چه دليل منطقى ما نمىتوانيم چنين تصورى بكنيم؟ در اينجا ما جواب داريم و جواب خود را مطرح مىكنيم و بحث را پيش مىبريم ولى مىخواستم شما هم بحث را پيش بكشيد. و دقيقاً اين مسأله شكافته بشود تا ما بتوانيم تفاوت تعاريف و تحليلها و توصيفاتى را كه از حركت ارائه مىدهيم روشن سازيم. تفاوتها و تشابهها را دقيقاً روشن بكنيم كه اگر دقيقاً هستند و يا اگر تشابهاتى دارند ديدگاهها را در اين مسأله روشن بيان نماييم و اگر تفاوت مىكنند تفاوتش را روشن سازيم. حالا اگر به نتيجه واحد هم برسيم مانعى ندارد.
[سخن من] در مورد عاميّت حركت دقيقاً همان صحبتى است كه در مورد تضاد و تكامل و تأثير متقابل داشتيم. درباره مسأله عاميت و درك و روش برخورد ما با پديدهها و اينكه چرا و در چه موقع يك قانونى كلّى است و تمام پديدهها را در برمىگيرد صحبت خواهيم كرد. وقتى قانون را كه ذكر مىكنيم، دقيقاً تعريف خود را از آن قانون مىگوييم كه قانون آن است كه بصورت «گرايش مسلّط» يا بصورت اينكه در تمام اجزا و در تمام پديدهها و اشيا صادق است درآمده باشد. مجدداً تذكر مىدهم كه اين بحث را در مورد تضاد و تكامل هم داشتيم. اين بحث برمىگردد به روش شناخت در فلسفه مادّى كه ذهن چگونه تعميم مىدهد؟ و طبق چه قانونمندىهايى عمل مىكند و رابطه بين احساس و ادراك و حس و عقل چگونه برقرار مىشود و عقل چه موقع به خودش اجازه مىدهد تا يك حكم عام كلى را بيان كند و يك قانونى عام درست است؟
ما از تجربه شروع مىكنيم. نقطه آغاز حس است. استقرا را به خدمت مىگيريم و در حين استقرا، قياس هم مىكنيم. اينگونه نبايد بپنداريم و فكر كنيم كه استقرا بطور يكجانبه مىتواند به ما بفهماند و يا ما را قانع بكند كه يك حكم كلى را بدست آوريم. در هر لحظهاى كه ما استقرا مىكنيم، تجربه نيز مىكنيم. تمام احكام كليّهاى كه در گذشته و در تحقيقات ديگر در معرفت بشرى وجود دارد را به خدمت مىگيريم تا