گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩١ - عموميت حركت
است كه گويا انفصال را مطلق كردهايم. لذا سكون را هم مطلق نموده و حركت را منكر شدهايم. و چيزهايى كه من اصلا آنها را درك نمىكنم. نه اينكه درك فلسفى ندارم؛ فلسفه را خيلى خوب درك مىكنم. تمام آپريهاى «زنون» را و ديگر سوفسطائيان را مىدانم و مىدانم كه از چه قرار استدلال مىشود. ولى اين صحيح نيست. چون علم امروز مثلاً فيزيك، خاصيت موجى ذرهاى را در نور نشان مىدهد كه هم ذرهاى است و هم موجى است. يعنى همان تئورى «كوانتا» را بطور كلى كوانتيزه مىكند؛ يعنى منفصل مىكند. به اين معنا كه كليّه ميدانها و اشكال مختلف واقعيت خارجى را در حالى كه اتصال آنها را هم در نظر مىگيرد، كوانتيزه مىكند. يعنى در جهان خارج وحدت اتصال و انفصال وجود دارد. ... ما از الفاظ بحث نمىكنيم. من آن را از معناى لغويش گرفته بودم كه مىتوانند با همديگر باشند و با همديگر همزيستى داشته باشند و مهمانوار در كنار همديگر زندگى بكنند. تقريباً جواب آن سؤالات اساسى همين بود كه مطرح شد. اميدوارم كه در مدت زمانى كه معين ...
مجرى: شما بيست و سه دقيقه صحبت كرديد. تصور مىكنم براى اينكه بطور جامع نظريه ماركسيسم را بدانيم و [علاوه بر] موارد اتفاق طرفين، موارد اختلاف نظر هم سريعاً بيان بشود بخواهيم از آقاى نگهدار بحث را آغاز كنند. البته با اين تذكر كه انتساب فلاسفه و عرفا و حكماى اسلامى به ماركسيسم ـ آنگونه كه آقاى طبرى مىفرمايند ـ درست نيست. انتساب به جامعه ايرانى درست است. چون بههر حال اينها فلاسفه اسلامى هستند كه ايرانى هم بودند. بنابراين به اين اعتبار مىشود انتساب داد.
پس آقاى نگهدار، در اثبات عامّيت حركت و اينكه حركت فراگير است و به چه دليل ماركسيسم چنين ادعايى دارد؟ مستدعى است لطف بفرماييد توضيح بدهيد.
آقاى نگهدار: با سلام و درود به مردم زحمتكش ميهنم و رزمندگان جبهههاى جنگ عليه تجاوز صدامى، ششمين جلسه بحثهاى ايدئولوژيك را شروع مىكنيم. قبل از پرداختن به جواب سؤالات آقاى مصباح، مسائلى كه در مباحث گذشته مطرح شده بود، بخصوص نكتهاى كه پيرامون مسأله تكامل و پيدايش ذرات در طبيعت مطرح شده بود را مطرح مىكنم. البته لبخند آقاى مجرى در اينجا مىرساند كه اين