گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - حركت
ببينم و علم امروز هم هنوز به آنجا نرسيده است تا آن را به تجربه درآورد، مسأله ديگرى است. اين علم است كه بايد روزى برسد به آنجا تا بتواند آن را بوجود آورد و ببيند!
آقاى نگهدار: مسأله، نبودن اسباب و وسايل نيست. مسأله خصلت و خصوصيات مادّه است كه به چنين چيزى حكم مىكند.
آقاى مصباح: تا آنجا كه تجربه نشان داده مورد قبول است. امّا درباره آنچه را كه نشان نداده چه مىگوييد؟
آقاى نگهدار: ما خصلت ماده را مىشناسيم و طبق شناختمان از آن سخن مىگوييم. ما نگفتيم فقط تا آنجايى كه تجربه نشان داده و...
آقاى مصباح: فراموش نفرماييد كه چند مرتبه از قول آقاى انگلس نقل شد كه گفتهاند علم ما در حدّ و دوران جوانى است.
آقاى نگهدار: بسيار خوب ولى مىخواستم به اين مسأله كه در مورد اتومبيل مطرح كرديد، جواب بدهم كه خصلت مادّى بودن اتومبيل حكم مىكند كه همان تصادف هم يك پروسه باشد. چون اساساً مادّهاى كه داراى فقط يك بُعد باشد، نداريم. بلكه ماده سه بُعد دارد. اگر يك اتم را هم در نظر بگيريد ـ كه كوچكترين جزء تشكيلدهنده يك ساختمان شيميايى است و در درون خود اجزاى درونى دارد ـ آن هم باز سه بُعد دارد. و حتى اگر تصور بكنيم كه ابتدا يكى از اتمهاى اين اتومبيل، به يكى از اتمهاى آن اتومبيل دوم برخورد كرده است، باز هم اين برخورد طىّ يك پروسهاى صورت مىگيرد و اين اتم به آن اتم نزديك مىشود. ابتدا الكترونش با هسته فيزيك ميكروسكوپى و مطابق قوانين فيزيك ميكروسكوپى برخورد مىكند و.... در اينجا بايد بررسى شود كه برخورد اوّلين اتم يا اوّلين جزئى كه تصادف مىكند، آن هم طىّ يك پروسه است يعنى آنهم باز... .
آقاى مصباح: اكنون نمىخواهيم بحث جزء لايتجزّى و جوهر فرد را مطرح كنيم. ولى اينكه شما مىفرماييد همه چيز سه بُعد دارد، در خصوص مخروط منافات ندارد. مخروط سه بُعد دارد و كسى نگفته است كه مخروط يك بُعدى است، ولى مخروط يك رأس دارد يعنى نقطهاى كه در رأس مخروط است، بُعد ندارد!