گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - حركت
آقاى سروش: شما معتقد نيستيد كه همه ديالكتيكى فكر مىكنند؟
آقاى نگهدار: نه، هرگز.
آقاى سروش: البته آقاى نگهدار اينگونه مىگفتند كه همه [دانسته و يا ندانسته]ديالكتيكى فكر مىكنند. اين جمله سخنى است كه در كلام ايشان بود.
آقاى طبرى: شما خودتان دعوا را حل كنيد.
آقاى سروش: البته حلّ شد.
آقاى مصباح: از همين جا كانال مىزنم به مطلب ديگرى كه قبلا جناب آقاى طبرى فرمودند كه ما غير از حركتهاى تدريجى، حركتهاى دفعى هم داريم و به جهش اشاره كردند. در فرمايشات آقاى نگهدار اين نكته وجود داشت كه اين جهشها دفعىِ محض نيستند و بدون زمان رخ نمىدهند. بنده هم همين عقيده را دارم كه حركتهايى كه حركت دفعى ناميده مىشوند، با مسامحه مىتوان آنها را دفعى ناميد، والاّ اينها هم كموبيش زمان دارند. منتهى وقتى با حركتهاى ديگر مقايسه مىكنيم زمان اينها خيلى كوتاه است. و اينگونه فكر مىكنيم كه دفعى هستند. بنابر اين اگر آقاى طبرى هم موافق هستند، به اين نتيجه مىرسيم كه حركت دفعى نداريم. يعنى حتى اگر واقعاً زمان كوتاهى را همراه دارد پس [بالاخره] زمان دارد و لذا دفعى نيست. اگر جهش را يك حركت سريع در بين دو حركت بطئ در نظر گرفتيم، معنايش اين نيست كه زمان ندارد. امّا اينكه زمانش خيلى كوتاه است و بگونهاى است كه حتّى ما حس نمىكنيم و ساعت ما نشان نمىدهد [درست است. چون] از نظر علمى واقعاً بين اين دو فاصلهاى شده است.
آقاى طبرى: مسأله، بحث استحاله است؟!
آقاى مصباح: از نظر ما مسأله استحاله با حركت دفعى تفاوت دارد. ما چيزى را دفعى مىناميم كه به هيچ وجه در متن واقعْ زمانبر نباشد. فرض بفرماييد دو ماشين روبروى هم و در دو جهت مخالف يكديگر حركت مىكنند. مثلا يك ماشين از نقطه الف به طرف نقطه ب مىرود و ماشين ديگر هم از طرف مقابل يعنى نقطه ج به طرف نقطه ب مىآيد. اين دو ماشين مدت زمانى مسير را طى مىكنند تا به نقطه ب مىرسند، كه رسيدن به نقطه ب ديگر زمان ندارد. يعنى در همان نقطه ب كه با هم تصادف مىكنند ديگر زمان ندارد. زمان (مسير) اين ماشين از نقطه الف تا نقطه ب و زمان آن