گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢ - حركت
به چيست؟ ما اگر مىگوييم ديالكتيك، مقصود ما همانا ديالكتيك ماركسيستى است. بنابر اين آقاى سروش حق دارند بگويند آقاى مولوى ديالكتيكى نبوده است و به يك معناى ديگرى ديالكتيسين بوده است. چون معانى اصطلاحى با هم فرق دارند. لذا اشكالى ندارد.
آقاى نگهدار: اگر وقت آقايان را نمىگيرم، يك توضيح بدهم.
به عنوان مثال قانون جاذبه را اگر در نظر بگيريد اينها قانونمنديهايى هستند كه در خارج واقعاً وجود دارند و ما آنها را مىشناسيم. سنگ را به سمت بالا مىاندازيم، مىبينيم كه دوباره مىافتد. ما نمىدانستيم كه طبق قانون جاذبه به اين شكل رخ مىدهد. يعنى اين مطلب بصورت تئوريزه در ذهن آنها نبود. هر چند اين پديده را به كرّات مىديديم و به تجربه هم مشاهده مىكرديم و هرگز هم انتظار نداشتيم كه اگر سنگى را بالا مىاندازيم به زمين برنگردد. ما تمام پديدههاى هستى را بر اساس اين تجربه خودمان نمىتوانستيم تعميم بدهيم و قانون جاذبه را در مورد تمام اجرام گسترش دهيم. مثلا در اين مورد كه ماه چرا در آسمان است نمىتوانستيم اين مسأله را براى خود توضيح بدهيم. يعنى براى ما اين مطلب تئوريزه نشده بود. حالا نكته مورد نظر اين است كه اصولا فكر آدمى خودبخود مطابق قوانينى ـ به اعتقاد ما مطابق قوانين ديالكتيك ـ عمل مىكند. يعنى فكر شما، بر اين اساس عمل مىكند كه ...
آقاى مصباح: بر اساس چه معنايى از ديالكتيك؟
آقاى نگهدار: بر اساس فكر ديالكتيك عمل مىكند. يعنى بر اين اساس كه؛ اوّلا حركت دارد. ثانياً، اين حركت فكرى تابع آن قوانينى است كه گفتيم. ثالثاً، اين حركت فكر بر اساس تضادهايى است كه در پروسه تحوّل فكرى بوجود مىآيد. رابعاً، اين فكر بطور تجريد در جامعه تحول پيدا مىكند و سير استكمالى دارد.
آقاى مصباح: پس قبول كرديد كه قوام ديالكتيك به اين است كه تضاد عامل حركت باشد.
آقاى نگهدار: تمام قوانين ديالكتيك در مورد فكركردن شما و فكر كردن آقاى سروش.... صادق است. در مورد فكر كردن هر كسى صادق است. يعنى اين را قانونى نمىشناسيم كه من اراده كنم و آن را بكار بگيرم. اينگونه نيست كه قانونى ذهنى و يا