گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨ - حركت
در مورد حركت و تدريج مطرح كردند و تبيينى كه از حركت بيان نمودند، صرفاً درباره حركت مكانيكى، آن هم حركت اتّصالى مكانيكى درست است. ولى ما از تمام تغييرات كيفى و جهشها و تمام تبدّلاتى كه در جهان خارج مىبينيم، مىتوانيم به عنوان حركت نام ببريم و نبايد خودمان را فقط به سافلترين نوع حركت كه حركت مكانيكى است ـ آن هم بصورت پيوسته ـ محدود بكنيم. ما تغيير در كيفيت را هم مىبينيم كه خود نوعى حركت است. آن مثالى كه در مورد قطعه قطعه كردن حركت مكانيكى پيوسته ارائه مىكنند و آن را بصورت يك تصاعد هندسى در نظر مىگيرند، كاملا نادرست است. مثلا مىگويند هر شيئى كه پرتاب مىشود ابتدا نصف راه را طى مىكند، بعداً قسمت دوم را ابتدا نصف مىكند و بعداً قسمت سوم را هم نصف مىكند و به همين ترتيب باقيمانده راه را نصف مىكند تا به بىنهايت برسد و از بىنهايت بودن جملات تصاعد هندسى نتيجه مىگيرند كه پس هيچ وقت شىء به نهايت نخواهد رسيد. در صورتى كه هرگز صحيح نبوده و واقعيت اينگونه نيست بلكه اين يك سوفيسم است و تقريباً هيچ حركتى را در جهان خارج نمىپذيرد. در حالى كه واقعيت خلاف اين را ثابت مىكند.
آقاى مصباح: اجازه بدهيد اينجا همين سؤال را تكرار كنم. شما از كجا مىدانيد كه واقعيت خلاف اين را ثابت مىكند؟ از چه راه مىفهميد؟
آقاى نگهدار: درست است كه شما از لنين مثال مىآورديد كه مىگويد انعكاس اين تغييرات بر روى احساس ما است كه ما مىتوانيم جهان خارج را از طريق اين احساس درك كنيم. اوّلين مرحله در پروسه شناخت، احساس است كه بر روى حواس ما منعكس مىشود و عكس مىگيرد. باز خود لنين مطرح مىكنند كه احساس، عكس مادّه خارج از ذهن را مىگيرد ولى آن را آناً تجريد مىكند و بصورت مفهوم درمىآورد.
آقاى مصباح: وقتى تجريد شد ديگر غير از واقعيت است. آنچه از واقعيت به ما مىرسد يك لحظه عكس ثابت است. پس بقيه چيزهاى ديگرى كه درك مىكنيم چه مىشود؟ [بايد درك بدون واقعيت باشد يعنى بايد يك نوع]ايدهآليسم رخ بدهد. چون آنچه ما از واقعيت درك كرديم يك عكس ثابت بود و بس. بقيه ادراكات جنبى ديگر با واقعيت تماس ندارند و بريده از واقعيت هستند.