گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٩ - حركت
منتقل مىشود، يا برخى از شهرى به شهر ديگر به سفر مىرفتند. بههر حال اينگونه تغييرات براى آنها قابل انكار نبود. مسأله اين بود كه آيا از نظر فلسفى اين تغييراتى كه پيدا مىشود يك جريان ممتد واحد است يا نه؟ آيا يك پديده است و يا اينكه پديدههاى متناوبى هستند كه به دنبال هم تحقق پيدا مىكنند؟ آيا ـ به تعبير خودشان ـ سكونهاى پى در پى است كه تحقق پيدا مىكند و يا پديدهاى مستمر و حركت است؟ آن پارادوكسهاى معروف زنون كه دو مورد از آنها را هِگل هم در فلسفه خودش آورده است، مربوط به همين مفهوم حركت است. والاّ سكونهاى پى در پى، يعنى تغيير سكونى به سكونى ديگر، هيچ وقت مورد انكار نبوده است و هيچ عاقلى نمىتواند آن را انكار بكند. اگر يك مكتب فلسفى حركت را به اين مفهوم يعنى به عنوان يك جريان پيوستهاى كه در طبيعت رخ مىدهد پذيرفت، و يا احياناً اگر كسى در فكر و يا در جاى ديگرى اين معنا را قبول نمود، در واقع حركت را پذيرفته است. نتيجه اين اختلاف نظر اينجا ظاهر مىشود كه تغييراتى كه در مكتب ارسطوئيان «كون و فساد» ناميده مىشود و در آن چيزى بطور دفعى به چيز ديگرى تبديل مىشود و تا حدّى هم محسوس است، هرگز قابل انكار نيست. مثلا وقتى آب به درجه خاصى مىرسد، به طور دفعى به بخار تبديل مىشود. درست است كه حرارت آب تدريجاً بالا مىرود و حجم آب افزوده مىشود و به گاز بودن نزديك مىگردد. امّا در يك «آن»، آب به گاز تبديل مىشود. اين مفهوم تا حدّى قابل قبول است و اكنون نمىخواهيم وارد اين بحث بشويم كه آيا دقيقاً در مورد جزئيّات خارجى و پديدههاى طبيعت واقعيت اينگونه است يا نه؟ بههر حال اين تغييرات دفعى را كسى حركت نمىشمارد. يعنى اگر چه اينها تغيير هستند، كسى تبديل شدن آب به بخار كه يك تبديل دفعى مىباشد و در يك «آن» صورت مىپذيرد را حركت نمىگويد. اين پديده از نظر فلسفى تغيير است، ولى حركت نيست. پس مفهوم حركت غير از مفهوم تغيير است و تعريف آن چيزى بيشتر از تعريف «تغيير» است. يعنى بايد يك قيد به تعريف تغيير اضافه شود تا به تعريف حركت دست يابيم و آن قيد اين است كه تغيير بايد تدريجاً تحقق پيدا كند و در طول زمان در روند و جريان تغيير وقفهاى حاصل نمىشود. تغيير بطور يكنواخت به پيش مىرود. منظور از يكنواخت آن است كه در بين مسيرِ تغيير، سكون و وقفهاى نبايد حاصل شود. ـ هر چند ممكن است تكاملى و تصاعدى باشد. ـ طبق فهم متعارف