گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - حركت
مىافتد تعريف نمود. در تعريف مكان نيز بايد نسبت اشيا را در رابطه با همديگر مد نظر قرار دارد ...[١]
آقاى نگهدار: از قطع بحث عذر مىخواهم كه چند لحظه به علت شوك ناشى از خستگى برنامه قطع شد. درخواست قطع برنامه را داشتم كه پذيرفته نشد. حال مىفرماييد بحث را ادامه بدهم يا نه؟
مجرى: درخواست قطع برنامه نشد. اگر ميل داريد ادامه بدهيد والاّ شخصى ديگر از حضّار بحث را ادامه مىدهند.
آقاى نگهدار: در دور بعدى صحبت مىكنم.
مجرى: اشكالى ندارد. آقاى سروش بفرماييد.
آقاى سروش: مىخواستم از آقاى مصباح خواهش كنم كه اگر در زمينه سؤالى كه مطرح كردند توضيحاتى را لازم مىدانند، بيان بفرمايند و يا در برابر پاسخهايى كه ذكر شد نظرشان را بگويند تا من در موقع مناسب صحبت كنم.
مجرى: آقاى مصباح شما بفرماييد.
آقاى مصباح: بسم الله الرحمن الرحيم. جناب آقاى طبرى حركت را تعريف فرمودند كه در نظر ما ـ به تعبير بنده ـ با تغيير مساوى است. همين نظر را هم آقاى نگهدار تأييد كردند كه تغيير همان «دگر شدن» است و از كلمه «غَيْر» گرفته شده است. حركت همان تغيير است. به تعبير دقيقتر و به تعبير عربى يعنى «تغيّر». بههر حال به نظر ما اين تعريف يك تعريف صحيحى نيست. چون اصل تغيير در عالَم و اينكه عالَم به يك منوال نيست و تغييراتى در آن واقع مىشود، هرگز جاى اختلاف نظر نيست و حتّى بچّهها و كسانى كه هيچ آشنايى با مسائل فلسفى ندارند، مىدانند كه در عالَم تغيير واقع مىشود. ولى آنچه اينجا از وجود حركت محل بحث است و مىپرسيم كه آيا حركت داريم يا نداريم و بين گروهى از يونانيان سابق از اليائيان، همانند «پارامنيدس» و «زنون» و ديگران مطرح بوده است اين است كه آيا حركت به مفهوم فلسفى وجود دارد يا نه؟ يعنى آنها هم هيچ شكى نداشتند كه خورشيد طلوع و بعد غروب مىكند، انسان گرسنه و سير مىشود، و يا جسمى از يك جا به جاى ديگر
[١] در اينجا نيز آقاى نگهدار با اظهار كسالت بحث خود را رها ساختند. و بحث قطع شد و بعد از چند لحظه استراحت بحث را دنبال نمودند.