گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - رابطه تضاد با حركت
رياضى ـ مثلا ـ از قبيل كميّت مثبت و منفى است. البته ايشان فرمودند كه ما در رياضيات كميّت مثبت و منفى داريم. بعضى ديگر تضاد را به جمع و تفريق نيز توسعه دادهاند و گفتهاند كه بين جمع و تفريق هم تضاد است و يا بين «مشتق» و «انتگرال» كه دو نوع روش محاسبه است نيز تضاد وجود دارد و يا آقاى انگلس حرف خيلى جالبى دارند و مىفرمايند؛ دو خط متقاطع تا فاصله سه سانتىمترى نقطه تقاطع، حكم دو خط متوازى را دارند. چون قبل از نقطه تقاطع هر قدر ادامه پيدا كنند هيچ وقت يكديگر را قطع نمىكنند! پس در عين حالى كه اين دو خط متقاطع هستند، متوازى هم مىباشند. به تعبير آقاى طبرى اگر نخواسته باشيم خارج از «نزاكت» بحث كنيم، اين سخن بيان كودكانهاى است. چطور ممكن است دو خط متقاطع در نقطه ٣ سانتى مترى قبل از نقطه تقاطع توازى داشته باشند؟! شرط دو خط متوازى آن است كه اگر از هر طرف ادامه پيدا كند به هم نرسند، نه اينكه اگر از يكطرف ادامه يابند به هم نمىرسند. اين فرض دو خط متقاطع است. امّا اگر در يك نقطه بهم نرسيدند ـ قبل از نقطه تقاطع يعنى ٣ سانتى متر مانده به تقاطع ـ آيا اين دو خط متوازى هستند؟ اين مثال از شخصى كه خود يك دانشمند است، خيلى عجيب مىنمايد. بدتر از اين سخن شكل استدلال او است. حالا بگذريم.
به هر حال آيا ما مىتوانيم تمام پديدههاى رياضى و مسائل رياضى را از قبيل تضاد بدانيم؟ آيا در مورد هر نوع كميّتى كه در هندسه مطرح هست، مىتوان اين سخن را گفت كه اينها از مصاديق تضاد هستند؟ همينطور آيا راه حلهايى كه براى مسائل هندسى مطرح مىشوند نيز همه مبتنى بر تضاد هستند؟ به فرض اينكه ما در جبرْ كميّت مثبت و منفى داشته باشيم، آيا مىتوانيم بگوييم بين اين دو كميّت تضادّ وجود دارد؟ هر چند در اين كلام هم بحث است! نمىخواهم سخن را ادامه بدهم. به فرض اينكه در جبر كميّت مثبت و منفى وجود داشته باشد و يا بين اينها تضاد وجود داشته باشد، آيا لازمهاش اين است كه همه رياضيات محصول تضاد است؟ و يا در فيزيك مىگويند بين قطب مثبت و منفى تضاد است، و در مغناطيس بين دو قطب مغناطيسى تضاد وجود دارد، آيا اين باعث مىشود كه بگوييم در آنجا هم تضاد وجود دارد؟! فرض كنيد كه اين جا تضاد باشد. اولا اين دو ربطى به تضاد اصطلاحى ندارد و صرف