گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - رابطه تضاد با حركت
استفاده بكنند و جواب آنها را بگويند. من مىتوانم سؤالات را يادآورى كنم. البته اگر مايل نيستند در اين دور جواب بدهند، از آقاى نگهدار مىتوانيم بخواهيم كه پاسخ بدهند. چون وقت زيادى دارند.
آقاى طبرى: به هر كيفيتى كه شما صلاح مىدانيد... ببينيد، سير بحث چه اجازه مىدهد.
مجرى: مسألهاى نيست به خاطر اينكه در بحث تنوع باشد، از آقاى نگهدار مىخواهيم به اين سؤالها بپردازند: ١ـ اگر ديالكتيك جمعبندى علم است كدام دانشمند در علمى خاص گفته است كه تضادّ علت حركت و تحوّل است؟ ٢ـ اگر «گرايش مسلّط» در تكامل و عليّت تضاد براى حركت جارى است، پس موارد بدون حركت تكاملى و تضاد را چه مىگوييد؟ آيا اين سخن به معناى نفى اصل كلى حركت در ديالكتيك است يا نه؟
آقاى نگهدار: در اين مورد صحبت كنم كه كدام دانشمند گفته است كه...؟
آقاى مجرى: معذرت مىخواهم سؤال اين نيست.
آقاى نگهدار: من نمىخواستم نام دانشمندى را بگويم. دانشمند نوعى منظور است؟
آقاى سروش: منظور اين است كه دانشمند چگونه و با چه روشى اين ادعا را بيان مىكنند كه ديالكتيك برآيند علوم است؟
آقاى نگهدار: من هم منظورم شخص خاص نبود. بلكه دانشمند نوعى منظورم بود. ايشان [بگونهاى] مطرح كردند ولى من متوجه بودم.
آقاى سروش: بله؛ بفرماييد.
آقاى نگهدار: فكر مىكنم اين مسأله را در دور اوّل هم من و هم آقاى طبرى توضيح داديم. وقتى ما حركت را به ٦ گروه مشخص تقسيم مىكنيم و يا آنگونه كه آقاى طبرى برخى اقسام ديگرى را اضافه كردند و بعضى هم طبق سليقه خود آن را به سه گروه مكانيكى و ترمال و سايبرنتيك تقسيم مىكنند، در مورد هر كدام از اين انواع حركت تضاد به شكلى خاص نمودار مىشود. طبعاً تمام اشكال حركت موجود در هستى را در ديالكتيك مورد بررسى قرار داديم و در مورد هر كدام تضاد خاص آن را