گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٦ - رابطه تضاد با حركت
در مكان است. و ديگرى حركت تِرمال [«Thermel»] يا حرارتى كه حركت فيزيكى و شيميايى را در بر مىگيرد و سومين حركت حركت سايبرنتيك ـ يعنى افزونشدن و جمعشدن اطلاع و آگاهى ـ كه اين حركت، حركت بيولوژيكى و حركت اجتماعى و حركت فكرى را در بر مىگيرد. اينها نظريات مطروحه درباره حركت است. چون ما نصوص مقدس نداريم و مسأله متكى به علوم است كه چگونه مسائل را مطرح مىكنند، لذا ممكن است تغيير كند. همانگونه كه ما در اين جا درباره مسأله تضاد نظريات متعددى را گفتيم كه شايد در دسترس و در درس نامههاى عادى و يا در متونى نوشته شده نباشد. پس رابطه حركت و تضاد يك چنين ارتباطى است. اگر نخواهيم اين را نه بزبان معمولى كلاسيك ديالكتيك بيان كنيم بلكه بخواهيم بزبان دانش سيستمها بيان كنيم ـ كه نه فقط مورد قبول ديالكتيسينها بلكه بطور كلى مورد قبول علم است ـ جهان را يك سيستم واحد تلقى مىكنيم كه اين سيستم واحد از سيستمهاى فرعى تشكيل مىشود و اين سيستمهاى فرعى خود داراى ساختار معينى هستند و داراى اجزاى مختلف با عملكرد معينى مىباشد. يعنى «تأثير خارجى را تأثير داخل» انجام مىدهد. امّا اينكه اين عبارت به چه معنا است، بماند. ولى آقاى مصباح فرمودند كه از تأثير داخلى و خارجى يكى اصلى و ديگرى فرعى است. تأثير خارجى نمىتواند به هيچ وجه فرعى باشد بلكه در يك موقعيت معينى نقش اصلى را بازى مىكند. تمام تأثيرها اعم از تأثيرات داخلى و خارجى به صورت تأثيرات داخلى بروز مىكنند. يعنى تأثيرات خارجى سيستمهاى مختلف كه در داخل سيستم معين منعكس مىشوند و بازتاب پيدا مىكنند، جملگى همين امور هستند و به صورت تأثير داخلى در مىآيند. به اين ترتيب در زير تأثير و تأثر سيستمها و اجزاى مختلف اين سيستمها در يكديگر، تحولاتى صورت مىگيرد كه اين تحولات ممكن است از ابتدا تحولات مهمى نباشند مثلا از قبيل فرق و تمايز و تباين و تخالف و غيره باشد. ولى بتدريج عملكردهاى نوين و ساختار نوينى را در داخل سيستمهاى كهنه بوجود مىآورد و اين نطفه پيدا شدن يك سيستم جديد است. و به اين ترتيب حركت را مىشود از زاويه سيستمها توضيح داد. اين مجموعه توضيحى است كه ما از حركت با اتكاى بر علوم ـ نه براى مقابله با توحيد ـ مىفهميم. كلمه ترفند و نيرنگ شايد در بحث بكار رفته باشد