گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - تضاد
تضاد دارند كه در شىء واحد باشند والاّ دو شىء متفاوت نسبت به هم تضاد ندارند. بلكه اگر يك شىء را در نظر بگيريم در اين صورت، اگر دو صفت در آن شىء واحد قابل جمع نباشند، آنگاه ما مىگوييم آنها با هم تضاد دارند. بنابراين تضاد در عالم خارج به حالتهاى شىء واحد اطلاق مىشود. حالتهايى از يك شىء واحد كه با هم قابل جمع نباشند را تضاد مىگويند. البته واژه «متقابل»، مفهومى اعم دارد و لذا بسيارى از حالتهايى كه مختلف هستند با هم قابل جمعند. بنابراين اگر متقابل نيستند ولى با هم تضاد هم ندارند، هر چند از مقولههاى مختلف مىباشند. مثلا يك شىء مىتواند خاصيت مغناطيسى داشته باشد، در همان حال مىتواند كروى هم باشد. پس اين دو خاصيت و اين دو حالت با هم تضاد ندارند. ولى يك شىء واحد نمىتواند هم كروى باشد و در همان حال مكعب هم باشد. چون اين دو حالت با همديگر تضاد دارند. مطابق تعريف، تضاد به انواع مختلف تقسيم مىشود. مثلا خط واحد نمىتواند هم منحنى و هم مستقيم باشد. با تعريف دقيقى كه از انحناء و استقامت خط ارائه مىكنيم، اينها با همديگر تضاد دارند. البته بدون اينكه اينها را با همديگر ممزوج بكنيم و يا بگوييم كه بالقوه چنين هستند. مثلا هر خط منحنى را مىشود به بىنهايت خطوط مستقيم ريز تبديل كرد. اينكه مىتوان آن را به خط كوچك مستقيم تبديل كرد و يا مىتوان منحنى فرض كرد، يا بالقوه چنين است و... غير از اين است كه بگوييم آنچه بنابه تعريف خط مستقيم ناميده مىشود، غير از خط منحنى است و اين دو با همديگر غير قابل اجتماع هستند. مثل زوج و فرد بودن اعداد، كه با هم قابل اجتماع نيستند. ولى مثلا زوج بودن با اوّل بودن در اعداد تضاد ندارد. ما مىتوانيم عدد زوجى داشته باشيم كه عدد اوّل هم باشد مثل عدد دو و يا فرض كنيد قابل تقسيم بودن بر چهار با فرد بودن قابل جمع نيست. بههر حال تضاد در منطق به اين معنا است.
اشيايى كه در عالم وجود دارند در هم تأثير و تأثر مىگذارند. آنها در هم اثر مىگذارند و اثر يكديگر را خنثى مىكنند و يا اثر يكديگر را تشديد مىكنند و... . به هر حال از اين قبيل تأثير و تأثرها در جهان زياد وجود دارد و ما به اين قبيل تأثير و تأثرها تزاحم مىگوييم كه در عالم خارج نيز وجود دارد. آنچه از نظر ما مهم است، محال بودن ضد منطقى و تناقض منطقى و فلسفى است. يعنى آنها هرگز در جهان