گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٣ - تضاد
آقاى نگهدار: نه. چون شما به اين شكلى كه مورد نظر است نظريه را بررسى نمىكنيد.
آقاى سروش: تعريف شما بطور طبيعى و منطقى اين نتيجه را مىدهد. مگر اينكه شما توضيحتان را عوض كنيد.
آقاى نگهدار: نه؛ توضيح را عوض نمىكنم و تغيير نمىدهم. توجه كنيد. وقتى هستى خارجى را مورد نظر قرار مىدهيم، حركت را ذاتى تمام اشيايى مىبينيم كه خارج از ذهن وجود دارند. اين حركتى را كه ذاتى تمام اشيا و پديدهها است، در كلّ هستى در نظر مىگيريم. ما علت اين حركت را در خود اين اشيا و پديدهها و ناشى از تضادهاى درونى اين اشيا و پديدهها مىبينيم. امّا اگر خود حركت را به مثابه يك پديده خارجى كه واجد هستى است مورد مطالعه قرار بدهيم و آن را به معناى انتقال و به معناى بودن و نبودن در نظر بگيريم باز هم تناقض و تضاد را ـ به همان مفهومى كه توضيح دادم ـ مىبينيم. از ناحيه اين مفاهيم در ذهن من هيچ تناقضى نيست و خيلى روشن است و مطلب واضح بيان مىشود. اگر اين مسأله در ذهن شما ايجاد تناقض مىكند، آن مشكل ديگرى است كه اكنون بايد آن را به قضاوت [بينندگان] واگذار كرد.
آقاى سروش: تناقض در ذهن ما، مربوط به جملاتى است كه شما بيان مىفرماييد و بنده آن را عرض مىكنم. اينكه مىفرماييد تضاد خودش عين حركت است و حركت عين تضاد است، [سؤال من اين است كه ] مگر هر تضادى منشأ يك حركت نيست؟ بله. مگر اين را شما نمىفرماييد؟ الآن حركتى را در اينجا در نظر آوريد اين حركت خودش عين تضاد است يا نه؟
آقاى نگهدار: بله. عين تضادّ است و تضادّ آن را به وجود مىآورد. آنچه كه حركت را به وجود آورده است، تضاد مىباشد.
آقاى سروش: خودش تضادّ است؟
آقاى نگهدار: بله.
آقاى سروش: و همين تضاد بايد عامل حركت هم باشد.
آقاى نگهدار: عامل جابه جايىِ آن حركت است.
آقاى سروش: عامل جابه جايى آن حركت است؟! حركت كه عين جابه جايى