گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - تضاد
آقاى نگهدار: بله؛ وارد نمىشوم.
آقاى سروش: اشكالى و مانعى ندارد. اين را اگر قبلا هم مىفرموديد، قبول مىكرديم.
آقاى نگهدار: اجازه بدهيد اين مسأله را در پديدههاى اجتماعى بيشتر توضيح بدهم. چون ماركسيستها واژههاى تضادّ آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى را عموماً درباره مسائل اجتماعى به كار مىبرند. همانطور كه آقاى طبرى نيز توضيح دادند و آن را در مورد اين نظام، مثلا در مورد سيستم جمهورى اسلامى كه يك پديده اجتماعى است و داراى يك نوع تضادّ است، تطبيق نمودند. تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى، راجع به پديدههاى اجتماعى است و چون اكنون بحث راجع به كل تضاد به مثابه يك قانون هستى مىباشد، نظرم اين است كه ما وارد بحث تضادهاى آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى كه عموماً مربوط به پديدههاى اجتماعى است نشويم تا مسأله بهتر شكافته بشود و بهتر پيش برود.
آقاى سروش: يعنى شما نظر سومى را هم در اينجا اظهار مىكنيد و آن اين است كه تقسيم تضاد به آنتاگونيسم و غيرآنتاگونيسم مربوط به عرصه اجتماع است نه مربوط به عرصه طبيعت و بيرون از اجتماع.
آقاى نگهدار: اين مطلبى است كه تا كنون نظر مسلط ماركسيستها چنين بوده است و تا امروز هم اينگونه بوده است.
آقاى سروش: در اينجا نظر شما مبناى بحث ما است.
آقاى نگهدار: بله نظر من هم همين است.
آقاى سروش: پس در طبيعت از تضادّ آنتاگونيسم و تضاد تضاد غيرآنتاگونيسم صحبتى نيست.! در واقع شما به سؤال اوّل من جواب داديد كه انگلس گفت حركت خود تضاد است و شما هم مىگوييد تضاد را تقسيم و تفكيك نمىكنيم.
آقاى نگهدار: بله من از اوّل اين سخن را مطرح كردم.
آقاى سروش: شما اين را نگفتيد. اشكالى هم ندارد. پس بالاخره حركت خود تضاد است؟ يعنى با صرف نظر از تقسيمبندى، حركت همان تضادّ است؟
آقاى نگهدار: دقيقاً. البته با آن توضيحى كه بين بودن و نبودن در يك لحظه ـ تناقض ـ وجود دارد.