گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - تضاد
نيامده است، پس براى اينكه تضادّ آنتاگونيستى بشود بايستى يك تكامل معينى را طى كند، كه اين تكامل ممكن است رخ بدهد و ممكن است رخ ندهد و مسأله خود بخود حلّ شود. پس هر فرق و تمايز و تباينى تضادّ نيست. تضاد هنگامى است كه كيفيت نوينى با عملكردى نوين و با ساختارى نوين به تدريج نطفهبندى شود.
آقاى مصباح: پس بايد نطفه يك پديده جديدى در داخل اين سيستم بسته شود، والاّ هنوز هم مىفرماييد ضد بوجود نيامده است. آن وقتى كه آن پديده نو بوجود آمد، اين پديده نو ضدّ آن پديده كهنه است. پس بالاخره تضاد را ناسازگارى بين پديده نو و كهنه مىدانيد؟ درست است؟
آقاى طبرى: بله، صحيح است.
آقاى مصباح: پس نتيجه بحث روشن شد و تعريفى براى تضاد به دست آمد كه تضاد عبارت است از رابطهاى كه...
آقاى طبرى: البته تضاد ناسازگارى.
آقاى مصباح: بله تضاد ناسازگار، رابطهاى است كه بين پديده نو و كهنه بوجود مىآيد.
تعريف تضادّ ناسازگار
آقاى طبرى: بين پديده نو و متكاملتر و پديده كهنه و سافلتر و در داخل يك روند تكاملى واحد نه هر جا و هر چيز.
آقاى مصباح: بله، بسيار خوب. اين تضاد را شما كلى و عمومى مىدانيد و يا توصيفى است براى بعضى از پديدههاى طبيعت؟
آقاى طبرى: جناب آقاى مصباح، ما جنبش و تغيير را يك نوع خود جُنبى مىدانيم. يك نوع «اتوديناميسم» مىدانيم.
آقاى مصباح: اين به بحث حركت مربوط مىشود!
آقاى طبرى: نه، مىخواهم بگويم كه كارمايه درونى آن جنبش، همين تضاد ناسازگارى است كه در داخل سيستمها پيدا مىشود.
آقاى مصباح: خوب شما اين قانون را درباره هر سيستمى تعميم مىدهيد؟
آقاى طبرى: به نظر ما قانون عام است. قانون عام يعنى به اصطلاح يك گرايش مسلط و عام است. عرض كردم قانون اكيد كه يكنواخت در همه جا به يك شكل بروز بكند نيست. ولى گرايشِ مسلطِ عامِ در هستى است.