گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - تضاد
وجود مىآورد. لذا از آن اجراى وظايف نوينى را مىطلبد و سيستم را به سوى اجراى اين وظايف سوق مىدهد. يعنى در داخل سيستمِ انرژى، تحول و تغيير پديد مىآيد و به بيان فلسفى تدريجاً قوه به فعل بدل مىشود. انرژى تحول به صورت كيفيت يا سيستم نوينى شكل مىگيرد. اين انرژى تحول و تغيير موجب مىشود كه نطفه كيفيّت نوين در بطن كيفيّت كهنه منعقد شود و سرانجام اين كيفيت نوين پا به عرصه وجود مىگذارد. تقابل بين كيفيت نوين بغرنجتر و يا كاملتر با كيفيت كهن، نوعى تقابل تناقضى است. نوعى تقابل عدم و ملكه است. يعنى كيفيت نوين تنها زمانى هويت خود را تثبيت مىكند كه كيفيّت كهن را از عرصه وجود براند يا بر آن مسلط شود و آن را به جزئى از خود مبدّل كند. اين روند گاهى طولانى، و زمانى سريع و گاه تدريجى و گاهى دفعى است. در مسير اين حركت [مراحل] بسيارى را طىّ مىكند تا اينكه سرانجام به هدف برسد.
ولى نوع ديگرى از تضاد وجود دارد كه در كيفيّت واحدى به صورت انقطاب روى مىدهد. اينجا ديگر صحبت از دو سيستم و يا دو كيفيت مختلف و متناقض نيست. بلكه دو حالت و دو نوع عملكرد در داخل يك كيفيّت واحد قرار دارد كه اين دو عملكرد با همديگر تقابل دارند ولى تقابل آنها تناقضى نيست و باصطلاح قدماى ما تقابل آنها تقابل تَضايُفى است. يعنى وجود دو جهت مختلف، در كيفيت واحد و همزيستى آنها در داخل كيفيّت واحد ممكن است. ولى در عين حال عملكرد آنها با يكديگر فرق دارد و يكديگر را تكميل مىكنند. به اين جهت، وحدت ضدّين از اين نقطه نظر انجام مىگيرد. مثالهاى اين نوع تقابل در عرصههاى مختلف علوم زياد است. به عنوان نمونه در نظام مكانيك، حركت و سكون و در رياضيات، كميّت مثبت و كميّت منفى و در فيزيك، الكتريسته داراى بار مثبت و الكتريسته با بار منفى و در شيمى، تجزيه و تركيب مولكولها و در موجودات زنده، روند جذب و دفع و در عرصه اعصاب، تحريك و ترمز و در سياست، دمكراسى و استبداد و در اقتصاد، توليد و مصرف و در عرصه جنگ، تاكتيكهاى مبارزهاى و تعرّض و عقب نشينى و غيره را مىتوان نام برد. تضادّ اوّلى يعنى تضادّ تناقضى را تضاد ناسازگار يا ناهمساز يا «آنتاگونيستى» مىناميم و تضادّ دوّمى يعنى انقطاب دو متقابل را، تضاد سازگار مىگوئيم.