گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - تضاد
نيازمند است و لذا همانگونه كه قرار شد اظهار لطف بفرماييد و بحث تضاد و همان سؤالاتى را كه عنوان شد، توضيح بدهيد. بخاطر اينكه وقت محدود است.
آقاى طبرى: اگر فقط چند ثانيه صبر مىكرديد من به بحث تضاد مىرسيدم. چون حرفم در اينباره تمام شده بود. اگر شما [مجرى برنامه] در ضمن بحث آزاد آن سخن را مطرح نكرده بوديد، من خودم را محتاج نمىديدم كه چنين مطالبى را عرض كنم. به هر جهت مطالب بطور عمده گفته شده و من به استقبال سخن ايشان مىروم براى اينكه هيچ خللى در اسلوب بحث پيدا نشود. همانگونه كه تاكنون كوشش كرديم ضوابط را مراعات كنيم تا بحث در فضاى دوستانهتر و تفاهم آميزتر جريان داشته باشد، به اصل مسأله مىپردازيم. امّا اينكه فرموديد راجع به اين مطلب مىشود يك بحث جداگانهاى انجام داد. من به نوبه خودم از آن استقبال مىكنم.
مجرى: قطعاً در زمينه مباحث سياسى و اجتماعى يكى از مباحث مىتواند تحت همين عنوان قرار بگيرد. طبيعى است كه با بينشى كه ما در نظام اسلامىمان بر مبناى متون اسلامى و رهنمودهاى مقام رهبرى داريم، تحليل ما در قبال ماركسيسم مشخص است و قابل بحث خواهد بود. اگر با آن موضعى كه امام تعيين فرمودهاند، نظر مخالفى وجود داشته باشد جاى بحث و بررسى در اين زمينه هست و قطعاً استقبال خواهيم كرد. پس استدعا مىكنم بحث تضاد را بيان بفرماييد.
آقاى طبرى: حال من اين بحث را ادامه نمىدهم والاّ درباره كلمات اخير آقاى مجرى راجع به برخى مقامات پراعتبار اسلامى، استدلال مىكردم. ولى الآن صرف نظر مىكنم تا زمانى كه شما بفرماييد. پس بر مىگرديم به سؤالاتىكه از طرف آقاى مصباح در اين جا درباره مسأله تضاد مطرح شد.
امّا چون درباره اصول ديالكتيك در مباحث گذشته برخى نتيجهگيريها از طرف آقاى سروش انجام گرفت كه مورد قبول اينجانب نيست، لذا به اين ترتيب به اختصار يادآورى مىكنم كه اصول ديالكتيك به نظر ما نتيجه مجموعه علوم و معارف انسانى است و خود اين معارف بر تجربه و تعقل مبتنى است نه صرفاً بر تجربه. اين اصول تنها كلىترين و عامترين گرايشهاى مسلط بر هستى را نشان مىدهند. و به صورت قوانين اكيد و يكنواخت بروز نمىكنند، بلكه با رشد معرفت انسانى استفاده و