گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - تضاد
دومين نكتهاى كه لازم به تذكّر مىباشد اين است كه هر كسى نظر خودش را در مورد مسألهاى كه درباره آن بحث مىكنيم، بيان خواهد كرد. امّا اينكه متفكرين و فلاسفه در زمينه مسأله مورد بحث چه عقايدى داشتند و يا به عنوان نمونه مسأله تضاد در سير تفكر بشرى چه تطوّرى را پشت سر گذاشته و چه مراحلى را طى كرده است، مورد بحث ما نيست. بلكه صرفاً آنچه اعتقاد خود شركتكنندگان است، مورد نظر همه ما خواهد بود. بنابراين اگر از كسى نقل قول مىشود صرفاً به معناى عقيده و معتقَد بيان كننده آن نقل قول است و به نظراتى كه مورد قبول ما نيست اما در تاريخ فلسفه بيان شده است، توجهى نخواهيم داشت.
سومين نكتهاى كه جاى تذكّر دارد اين است كه آنچه در اينجا مطرح مىشود بايد مستدل باشد. به عبارت ديگر، بيان دلايل اعتقاد فرد به آن نظريهاى كه عنوان مىكند، لازم است. اينك با توجه به اين چند تذكّر كوتاه من استدعا مىكنم كه آقاى مصباح ابتدا موضوع بحث را به صورت سؤال طرح بكنند تا بعد آقايان طبرى و نگهدار از ديدگاه ماركسيسم نظريه تضاد را توضيح بدهند و بحثمان را دنبال كنيم. آقاى مصباح بفرمائيد.
آقاى مصباح: بسمالله الرحمن الرحيم الحمدالله رب العالمين و صل الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين لاسيما الحجة بن الحسن العسكرى عجّل الله تعالى فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره و منَّ علينا بعنايته.
همانطور كه فرموديد در جلسه قبل توافق شد كه در اين جلسه راجع به اصل تضاد يعنى همان اصلى كه به قول ديالكتيسينها جوهره ديالكتيك و پايه اساسى ديالكتيك به شمار مىرود، بحث بشود. شايد بتوان گفت كه اگر اصل تضاد را از ميان اصول ديالكتيك بردارند، ديگر چيزى به نام ديالكتيك باقى نمىماند. خود اين اصل ارتباط خاصى با اصول ديگر دارد كه بايد بعداً مورد سؤال و بحث قرار بگيرد و نظر آقايان درباره اين روابط بيان گردد كه چيست؟ البته آقايان ديالكتيسنها و مخصوصاً ماركسيستها درباره مفهوم تضاد و تناقض بيانات مختلفى دارند. لذا براى اينكه نظر آقايان شركت كننده در بحث روشن شود و احتياج به نقّادى كلمات ديگران نباشد، مىتوانيم از آنان خواهش كنيم كه تضاد و تناقض را از ديدگاه خودشان تعريف كنند و به سؤالهايى كه درباره اين تعريف مطرح مىباشد نيز توجه بفرمايند و دقيقاً توضيح