حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٩ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت
نیافته بود، نیازی به ایجاد روشی برای مقابله با آن نبود، بلکه با نقدهای معمولی میشد این روایات را به حاشیه راند. بنابراین، ایجاد ساختار و روشی با همه ابعاد و جزئیات، برای نقد مجعولات، نشاندهنده شک قدمای اهلسنت در اعتبار روایاتشان است.
از سوی دیگر، اختلاف زیاد مؤلفان در مجعول یا معلّل دانستن متون[٢٠٩] و یا جاعل، کاذب و ضعیف دانستن راویان[٢١٠] این پرسش را ایجاد میکند که: چگونه افرادی که در شناسایی و تطبیق ملاکهای حداقلی احادیثِ موضوعه با یکدیگر اختلافهای جدی دارند، در جمعآوری و تدوین حدیث میتوانستند اتفاقنظر داشته باشند؟ در حقیقت، با دیدن اختلافهای اساسیِ دانشمندان سنی در شناسایی احادیث مجعول و معلّل، به این نکته پی میبریم که جمع و تدوین حدیث آنان نیز بر اساس معیارهای مورد پذیرش همگان نبوده، چراکه اگر چنین معیارهایی وجود میداشت، میتوانستند از همان، برای شناسایی مجعولات نیز استفاده کنند.
به نظر میرسد، اجماع _ نسبی _ کنونی اهلسنت در پذیرش چند کتاب، نوعی اعتبار و توافق پسینی برای پیشرفت امور است و به معنای اجماع علما و اجماع علمی هنگام جمع و تدوین نبوده تا نشانهای حداقلی بر صحت و اعتبار حقیقی باشد[٢١١]؛ به بیان دیگر، اهلسنت ترجیح دادهاند به طور اعتباری بر چند کتاب و چند امام فقهی که در مجموع، آسیبهای کمتری داشتند، توافق کنند، چون نمیتوانستند شاهد ادامه اجتهادهای ظنی علما باشند و باید امور مردم را منسجم میکردند و جلوی ادامه تشتت را میگرفتند.
٣. وجود تعداد زیادی راوی ضعیف و دروغگو در منابع حدیثی
تطبیق نگارشهای نخستین حدیثی با نخستین نگاشتههای الموضوعات نشان میدهد، بسیاری از رواتِ دارای روایت در مجموعههای حدیثی، دروغگو، جاعل حدیث، ناتوان در ضبط حدیث و ضعیف خوانده شدهاند. این نقد اولیه دانشمندان سنی درباره منابعشان است؛ برای نمونه، فقط ابونعیم اصفهانی در الضعفاء، ٢٨٩ نفر از
[٢٠٩]. ر.ک: القول المسدد، ص٨؛ الفوائد المجموعة، ج١، ص١٢٩؛ الضعفاء لابینعیم، مقدمه محقق، ص١١.
[٢١٠]. ر.ک: اسعاف المبطأ برجال الموطأ، ص٩؛ الاکمال فی ذکر من له روایة فی مسند احمدبنحنبل من الرجال، مقدمه محقق، ص١٠.
[٢١١]. ر.ک: مقدمه مؤلفان کتابهای: التعدیل و التجریح، الضعفاء من کتاب المسند الصحیح؛ الاکمال فی ذکر من له روایة فی مسند احمدبنحنبل من الرجال و الکواکب النیرات؛ اضواء علی السنة، ص٢٩٥_٣٣٦؛ اضواء علی الصحیحین، ص٨٤_٩٠.