حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٥ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت

داشت، ورود به عرصه جمع حدیث با سرعت و استقبال مواجه نشد، بلکه کم‌کم، ترسِ ایجاد‌شده برای جمع حدیث، فروریخت.[١٩٣] اما پرسش مهم این است که: با توجه به نابودسازی بخشی از احادیث[١٩٤] و فراموش‌شدن برخی دیگر، عمر‌بن‌عبدالعزیز دستور به جمع‌آوری چه چیزی داد؟

در آن دوران، تعداد اندکی از نسخه‌ها و جزوه‌های حدیثی وجود داشت[١٩٥] که جمع‌آوری آن نیازمند چنین دستوری نیست، زیرا گردآوری این چند جزوه کوچک و ثبت آن به عنوان سند دولتی، به راحتی به وسیله یکی از دبیران دولت خلیفه نیز امکان‌پذیر بود. از سوی دیگر، صحابه از دنیا رفته‌اند[١٩٦] و دیگران نیز پیامبر٦ را ندیده‌اند. تابعان که صحابه را دیده‌اند به دلیل ممنوعیت نگارش، با نوشته‌ای برخورد نکرده‌اند تا بتوانند عین سخنان پیامبر٦ را ببینند و به دلیل ممنوعیت نقل، از شنیدن بیشتر احادیث محروم بوده‌اند. آنچه باقی مانده، مفاهیم و معانی موجود در اذهان تابعان است که ناشی از شنیدن و یا دیدن احادیثی اندک است و با ذهنیت‌های شخصی ایشان و فضای اجتماعی و سیاسی مخلوط شده است؛ یا این‌که برخی از تابعان، از صحابه‌ای که به دستور خلفا وقعی ننهادند و به حفظ حدیث مبادرت کردند، دریافت علم نمودند که این شیوه هم بیشتر منفرداتی را به وجود می‌آورد که در اعتبارسنجی آن، بررسی وثاقت آن صحابی و تابعی اهمیت فراوان دارد. شاید عمر‌بن‌عبدالعزیز گمان می‌کرد جمع‌آوری همین متون مضطرب، مختلط و مشکوک‌الاعتبار بهتر از نداشتن هیچ نشانه‌ای از میراث پیامبر٦ است. هم‌چنین محتوای دستور او نشان می‌دهد، وی به منفردات افراد خاصی چون عمرة دختر عبد‌الرحمن‌بن‌ابی‌بکر خوش‌دل بود.[١٩٧]

بر این اساس، چند گروه از متون به جمع‌آوری‌های حکومتی راه یافت؛ گروه اول،


[١٩٣]. ر.ک: تنویر الحوالک، ص٥.

[١٩٤]. ر.ک: و رکبت السفینة، ص١٦٦و١٨٣.

[١٩٥]. آقای مهدوی‌راد، ٤٨ نفر از صحابه صاحب کتاب را معرفی کرده است که در میان آن‌ها نام افرادی چون ابوبکر هم به چشم می‌خورد، اما با توجه به کتاب‌سوزی‌های دو خلیفه اول، بسیاری از این نوشته‌ها از بین رفت (تدوین الحدیث، ص٧١_٩٩)؛ بنابراین، آنچه باقی مانده بود جز نوشته‌هایی اندک نبود.

[١٩٦]. ابوالطفیل عامر‌بن‌واثله آخرین نفر از اصحاب بود که در سال ١٠٠ هجری وفات کرد (مقدمة ابنالصلاح، ص١٧٩).

[١٩٧]. ر.ک: الطبقات الکبری، ج٢، ص٣٨٧.