حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦١ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت

رسالت را شامل می‌شد، اما موجب شد بسیاری از سخنان رسول خدا٦ که در ذهن اصحاب بود، فراموش شود و معنای برخی از آن‌ها باقی بماند که آن هم متأثر از شرایط طبیعی، سیاسی و اجتماعی دچار خلط و اضطراب شد. عدم استنساخ نسخه‌های باقی‌مانده حدیثی، موجب از بین رفتن آن شد و کار را به جایی رساند که مردم در چگونگی وضوی پیامبر٦ که آن را هر روز چند بار می‌دیدند، دچار اختلاف شدند.[١٦٥]

ممنوعیت سلیقه‌ای نقل و تکرار احادیث، بین فضای شفاهی جامعه با
سنت، فاصله انداخت.[١٦٦] شاید برخی گمان می‌کردند، می‌شود بدون نقل و
نگارش بخش مهمی از سنت، اهل‌سنت شد! رفته‌رفته سنتِ باقی‌مانده از پیامبر٦ در اذهان اصحاب، جای خود را به سنت خلفا، که هر روز آن را می‌دیدند، داد و فراموشیِ ملاک حقیقی سنجش اعمال که همان سنت پیامبر٦ بود، موجب شد ملاک‌های دیگری جای‌گزین شود؛[١٦٧] به گونه‌ای که در شورای شش‌نفره خلیفه دوم، یکی از اعضا، بیعت خود را به پای‌بندی به سنت خلفا، در عرض سنت پیامبر٦ منوط می‌کند.[١٦٨] مذاکرات مردم و خواص جامعه نیز به جای آن‌که درباره فهم سنت رسول‌ خدا٦ باشد، به مسائل دیگری از قبیل تحلیل سنت خلفا اختصاص یافت. اختلاف‌های فاحش میان پیروان خلفا[١٦٩]، تحریف روش‌های صحیح[١٧٠] و ایجاد بدعت‌های متعدد در اثر بلاتکلیفی مسلمانان[١٧١] و اضطراب‌های زیاد در متون


[١٦٥]. ر.ک: وضوء النبی، ج١، ص٤١. برای مطالعه برخی دیگر از اختلافات صحابه ر.ک: نظرة عابرة الی الصحاح الستة، ص١٠٧.

[١٦٦]. بخاری روایت کرده: «عن أنس قال: ما اعرف شیئا مما کان على عهد النبی٦. قیل: الصلاة؟ قال: ألیس ضیعتم ما ضیعتم فیها؟» (صحیح البخاری، ج١، ص١٩٧، ش٥٠٦) و در ادامه آورده: «الزهری یقول: دخلت على أنس‌بن‌مالک بدمشق و هو یبکى. فقلت له: ما یبکیک؟ فقال: لا‌اعرف شیئا مما أدرکت الا هذه الصلاة و هذه الصلاة قد ضیعت.» او در جایی دیگر می‌گوید: «أم‌الدرداء تقول: دخل علىّ أبو‌الدرداء و هو مغضب. فقلت: ما أغضبک؟ فقال والله ما اعرف من أمة محمد٦ شیئا الا انهم یصلون جمیعا» (همان، ص٢٣٢، ش٦٢٢).

[١٦٧]. ر.ک: المحلی، ج٤، ص٢٧١؛ علل الشرائع، ج٢، ص٥٣١، ح١.

[١٦٨]. ر.ک: مسند ابنحنبل، ج١، ص١٦٢، ش٥٥٧؛ تاریخ الطبری، ج٤، ص٢٣٢.

[١٦٩]. اختلاف میان عایشه و ابوهریره در برخی از روایات، از این قبیل است (ر.ک: مسند ابنحنبل، ج١٠، ص٩٣، ش٢٦١٤٧؛ السنن الکبری للنسائی، ج٢، ص١٨٧، ش٢٩٧٨) و نیز اختلاف میان عایشه و عثمان (ر.ک: شرح نهجالبلاغة، ج١٧، ص٢٣٢). و نیز ر.ک: السنن الکبری، ج٦، ص٦٠؛ تاریخ الطبری، ج٣، ص٣٧٢؛ ملحقات الضعفاء و المجروحین، باب الکذابون المعروفون بوضع الحدیث، ص٢٦٥؛ المجروحین، مقدمه محقق، ج١، ص٦.

[١٧٠]. ر.ک: علل الشرائع، ج١، ص٨٩، ح٥؛ رجال الکشی، ج١، ص٧، ح٤؛ کتاب سلیمبنقیس، ج٢، ص٦٧٦.

[١٧١]. ر.ک: تفسیر العیاشی، ج٢، ص٣٣٠، ح٤٦. شیعه، کتاب و سنت را مشتمل بر همه چیزهایی می‌دانست که انسان‌ها به آن نیاز دارند و چون کتاب را در اختیار داشت و سنت را به واسطه معصومان: حفظ کرده بود، همه نیازهای خود را از آن استخراج می‌کرد و هیچ‌گاه بلاتکلیف نمی‌ماند تا نیاز به تکلیف‌سازی بدعت‌آمیز داشته باشد (ر.ک: الکافی، ج١، ص٦٠، ح٧؛ ج٣، ص٦٩، ح٣).