استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢

تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسینها و حسینیها بوده‌ . در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل‌ راه و روش اجتماعی معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است ، یک قطره‌اشک برایش ریختن واقعا نوعی سربازی است . در شرایط خشن یزیدی‌ ، در حزب حسینیها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعی اعلام‌ وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت‌ نوعی از خود گذشتگی است . اینجاست که عزاداری حسین بن علی یک حرکت‌ است ، یک موج است ، یک مبارزه اجتماعی است . اما تدریجا روح و فلسفه این دستور فراموش می‌شود و محتوای این ظرف‌ بیرون می‌ریزد و مسأله ، شکل یک عادت به خود می‌گیرد که مردمی دور هم جمع‌ بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند بدون اینکه نمایانگر یک جهت‌گیری‌ خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل معنی داری به شمار رود ، فقط برای کسب ثواب ( که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود ) مراسمی را مجرد از وظایف اجتماعی و بی‌رابطه با حسینهای زمان و بی رابطه‌ با یزیدها و عبیدالله‌های زمان بپا دارند . اینجاست که حرکت تبدیل به‌ بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظرف خالی باقی مانده‌ است . در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور بدر آید حاضر است که شرکت کند بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد . در چنین‌ مراسم است که نه تنها " تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایی برنمی‌خورد . این مطلب ، صحیح است و ما مکرر به زبانها و بیانهای دیگر درباره‌اش‌ سخن گفته‌ایم ، اما پرسش ما از دوست عزیز این است که